close
تبلیغات در اینترنت

عدل


درباره سايت درباره سايت
مذهبی-دینی
سلام امیرحسین مدنی هست با این وبلاگ در خدمت شما امیدوارم که شما از این وبلاگ استفاده نمایید لطفا نظر فراموش نشود

موضوعات موضوعات

خداوند

اسامی و صفات خداوند

اثبات عقلی خداوند

گفتگو با خدا

توبه

توبه ی نصوح

متفرقه توبه

قرآن

دانستنیهای قرآنی

اعجاز قران

قرائت تجویدی قرآن

نرم افزار قرآنی

ترتیل پرهیزکار

ترتیل عبدالباسط

ترتیل استاد منشاوی

تفسیرقران

ترتیل الشیخ مشاری بن راشد العفاسی

تربیت قرآنی

گناه

آثار گناه

گناهان کبیره

گناهان صغیزه

راه های دوری از گناه

اثار گناه از دیدگاه قرآن

متفرقه گناه

نماز

فلسفه ی نماز

اسرار نماز

آثار ترک نماز

آثار جسمی نماز

آثار روحی نماز

حقوق

حق النفس

حق الناس

حق الله

حجاب

فلسفه حجاب

حجاب در اسلام

حجاب در ادیان دیگر

آثار بد حجابی

حجاب در قرآن

حجاب از دیدگاه معصومین

حجاب از نگاه امام خمینی (ره)

متفرقه حجاب

شیطان

حیله شیطان

راه های مقابله با شیطان

خلقت شیطان

سخنرانی

سخنرانی استاد ماندگاری

سخنرانی استاد عالی

سخنرانی استاد فرحزاد

سخنرانی استاد کافی

سخنرانی استاد دهنوی

سخنرانی استاد دانشمند

سخنرانی استاد پناهیان

حاج مجتهدی تهرانی

سخنرانی استاد صدیقی

سخنرانی استاد پور ارغدی

سخنرانی استاد رفیعی

استاد رائفی پور

استاد فاطمی نیا

حجت الاسلام علی اکبری

سخنرانی استاد هاشمی نژاد

سخنرانی استاد مطهری

سخنرانی آیت الله وحید خراسانی

احکام

احکام نماز

احکام وضو

احکام غسل

احکام حج

احکام خمس

احکام امربه معروف ونهی از منکر

مداحی

کریمی

سیب سرخی

حاج محمد رضا طاهری

جوادی مقدم

امام زمان (ع)

معجزات امام زمان

رجعت

غیبت صغری وکبری

علائم ظهور

متفرقه امام زمان(ع)

پرسش وپاسخ مهدوی

سیره ی رفتار امام زمان(عج)

وظایف منتظران ظهور

عمومی

حکایت پند آموز

خواندنی وشنیدنی

چیستان

جملات بزرگان

پاسخ به شبهات

موبایل مذهبی

نرم افزار موبایل

تم موبایل

فیلم مذهبی

مستند مذهبی

سریال مذهبی

پیامبر اکرم(ص)

زندگینامه پیامبر اکرم (ص)

فضائل پیامبر اکرم(ص)

احادیث پیامبر اکرم (ص)

امام علی (ع)

زندگینامه حضرت علی

فضائل امام علی (ع)

خلقت

خلقت جهان

خلقت جهان در قرآن کریم

امام خمینی

کرامات امام خمینی

مراجع تقلید

آیت الله العظمی خامنه ای

آیت الله العظمی مکارم شیرازی

آیت الله العظمی صافی گلپایگانی

آیت الله العظمی سیستانی

آیت الله العظمی نوری همدانی

آیت الله وحید خراسانی

اصول دین

معاد

توحید

نبوت

امامت

عدل

رمضان

اعمال رمضان

فضیلت ماه مبارک رمضان

عاشورا

فلسفه قیام عاشورا

اهداف قیام عاشورا

پاسخ به شبهات عاشورا

اعمال عاشورا


آرشيو آرشيو

دی 1394

تير 1393

فروردين 1393

اسفند 1392

دی 1392

آذر 1392

آبان 1392

مهر 1392

شهريور 1392

مرداد 1392

تير 1392

خرداد 1392

ارديبهشت 1392

فروردين 1392

اسفند 1391


بنر ما ودوستان بنر ما ودوستان


نويسندگان نويسندگان

امیرحسین مدنی (647)

mazhabi-dini (0)


جستجوگر پيشرفته سايت




?
آخرين ارسال هاي انجمن
آخرين ارسال هاي انجمن


عدل چيست ؟


عدل چيست ؟

اولين مسأله‏اى كه بايد روشن شود اين است كه عدل چيست ؟ ظلم چيست ؟  تا مفهوم اصلى و دقيق عدل روشن نشود هر كوششى بيهوده است و از اشتباهات‏  مصون نخواهيم ماند . مجموعا چهار معنى و يا چهار مورد استعمال براى اين‏  كلمه هست :

الف . موزون بودن :

اگر مجموعه‏اى را در نظر بگيريم كه در آن ، اجزاء و ابعاض مختلفى بكار  رفته است و هدف خاصى از آن منظور است ، بايد شرائط معينى در آن از  حيث مقدار لازم هر جزء و از لحاظ كيفيت ارتباط اجزاء با يكديگر رعايت‏  شود ، و تنها در اين صورت است كه آن مجموعه مى‏تواند باقى بماند و اثر  مطلوب خود را بدهد و نقش منظور را ايفا نمايد . مثلا يك اجتماع اگر  بخواهد باقى و برقرار بماند بايد متعادل باشد ، يعنى هر چيزى در آن به‏  قدر لازم ( نه به قدر مساوى ) وجود داشته باشد . يك اجتماع متعادل ، به‏  كارهاى فراوان اقتصادى ، سياسى ، فرهنگى ، قضائى ، تربيتى احتياج دارد و  اين كارها بايد ميان افراد تقسيم مى‏شود و براى هر كدام از آن كارها به آن‏   اندازه كه لازم و ضرورى است افراد گماشته شوند . از جهت تعادل اجتماعى ،  آنچه ضرورى است اين است كه ميزان احتياجات در نظر گرفته شود و متناسب‏   با آن  احتياجات ، بودجه و نيرو مصرف گردد . اينجاست كه پاى " مصلحت " به‏  ميان مى‏آيد ، يعنى مصلحت كل ، مصلحتى كه در آن ، بقاء و دوام " كل " و  هدفهايى كه از كل منظور است در نظر گرفته مى‏شود . از اين نظر ، " جزء

" فقط وسيله است ، حسابى مستقل و براى خود ندارد . 

همچنين است تعادل فيزيكى ، يعنى مثلا يك ماشين كه براى منظورى ساخته‏  مى‏شود و انواع نيازمنديها براى ساختمان اين ماشين هست ، اگر بخواهد يك‏  مصنوع متعادل باشد بايد از هر ماده‏اى به قدرى كه لازم و ضرورى است و  احتياج ايجاب مى‏كند در آن بكار برده شود .

تعادل شيميائى نيز چنين است ، هر مركب شيميائى فرمول خاصى دارد و  نسبت خاصى ميان عناصر تركيب كننده آن هست ، تنها با رعايت آن فرمول و  آن نسبتها كه متفاوت است تعادل برقرار مى‏شود و آن مركب بوجود مى‏آيد .

جهان ، موزون و متعادل است ، اگر موزون و متعادل نبود برپا نبود ، نظم‏  و حساب و جريان معين و مشخصى نبود . در قرآن كريم آمده است :

« و السماء رفعها و وضع الميزان »( 1 ) .

همانطور كه مفسران گفته‏اند مقصود اين است كه در ساختمان جهان ، رعايت‏  تعادل شده است ، در هر چيز ، از هر ماده اى به قدر لازم استفاده شده است‏  ، فاصله‏ها اندازه‏گيرى شده است . در حديث نبوى آمده است :

« بالعدل قامت السموات و الارض » ( 2 ) .

" همانا آسمان و زمين به موجب عدل برپاست " .

نقطه مقابل عدل به اين معنى ، بى تناسبى است نه ظلم . لهذا عدل به اين‏  معنى از موضوع بحث ما خارج است .

بسيارى از كسانى كه خواسته‏اند به اشكالات مربوط به عدل الهى از نظر  تبعيضها ، تفاوتها و بديها جواب بدهند ، به جاى آنكه مسأله را از نظر  عدل و ظلم طرح كنند از نظر تناسب و عدم تناسب طرح كرده‏اند و به اين‏  جهت قناعت كرده‏اند كه همه اين تبعيضها و تفاوتها و بديها از نظر نظام كلى عالم لازم و ضرورى است .

شك نيست كه از نظر نظام عالم ، و از نظر تناسب ضرورى در مجموعه‏  ساختمان جهان ، وجود آنچه هست ضرورى است ، ولى اين مطلب جواب شبهه‏  ظلم را نمى‏دهد .

بحث عدل به معنى تناسب ، در مقابل بى تناسبى ، از نظر كل و مجموع‏  نظام عالم است ، ولى بحث عدل در مقابل ظلم ، از نظر هر فرد و هر جزء  مجزا از اجزاء ديگر است . در عدل به مفهوم اول ، " مصلحت " كل مطرح‏  است و در عدل به مفهوم دوم ، مسأله حق فرد مطرح است . لهذا اشكال كننده‏  بر مى‏گردد و مى‏گويد : من منكر اصل تناسب در كل جهان نيستم ، ولى مى‏گويم‏  رعايت اين تناسب ، خواه نا خواه مستلزم برخى تبعيضها مى‏گردد ، آن‏  تبعيضها از نظر كل ، روا است و از نظر جزء ، ناروا است .

عدل به معنى تناسب و توازن ، از شؤون حكيم بودن و عليم بودن خداوند  است . خداوند عليم و حكيم به مقتضاى علم شامل و حكمت عام خود مى‏داند كه‏  براى ساختمان هر چيزى ، از هر چيزى چه اندازه لازم و ضرورى است و همان‏  اندازه در آن قرار مى‏دهد .

ب . معنى دوم عدل ، تساوى و نفى هرگونه تبعيض است

گاهى كه مى‏گويند : فلانى عادل است ، منظور اين است كه هيچگونه تفاوتى‏  ميان افراد قائل نمى‏شود . بنابراين ، عدل يعنى مساوات .

اين تعريف نيازمند به توضيح است . اگر مقصود اين باشد كه عدالت‏  ايجاب مى‏كند كه هيچگونه استحقاقى رعايت نگردد و با همه چيز و همه كس‏  به يك چشم نظر شود ، اين عدالت عين ظلم است . اگر اعطاء بالسويه ، عدل‏  باشد ، منع بالسويه هم عدل خواهد بود . جمله عاميانه معروف : " ظلم‏  بالسويه عدل است " از چنين نظرى پيدا شده است .

و اما اگر مقصود اين باشد كه عدالت يعنى رعايت تساوى در زمينه‏  استحقاقهاى متساوى ، البته معنى درستى است ، عدل ، ايجاب مى‏كند اينچنين‏  مساواتى را ، و اينچنين مساوات از لوازم عدل است ، ولى در اين صورت‏  بازگشت اين معنى به معنى سومى است كه ذكر خواهد شد .

 ج . رعايت حقوق افراد و عطا كردن به هر ذى حق ، حق او را و ظلم عبارت است از پامال كردن حقوق و تجاوز و تصرف در حقوق ديگران‏  . معنى حقيقتى عدالت اجتماعى بشرى ، يعنى عدالتى كه در قانون بشرى بايد  رعايت شود و افراد بشر بايد آن را محترم بشمارند همين معنى است . اين‏  عدالت متكى بر دو چيز است :

يكى حقوق و اولويتها ، يعنى افراد بشر نسبت به يكديگر و در مقايسه با  يكديگر ، نوعى حقوق و اولويت پيدا مى‏كنند . مثلا كسى كه با كار خود ، محصولى توليد  مى‏كند ، طبعا نوعى اولويت نسبت به آن محصول پيدا مى‏كند و منشأ اين‏  اولويت ، كار و فعاليت اوست . همچنين كودكى كه از مادر متولد مى‏شود ،  نسبت به شير مادر حق و اولويت پيدا مى‏كند و منشأ اين اولويت ، دستگاه‏  هدفدار خلقت است كه آن شير را براى كودك بوجود آورده است .

يكى ديگر خصوصيت ذاتى بشر است كه طورى آفريده شده است كه در كارهاى‏  خود الزاما نوعى انديشه‏ها كه آنها را انديشه اعتبارى مى‏ناميم استخدام‏  مى‏كند و با استفاده از آن انديشه‏هاى اعتبارى به عنوان " آلت فعل " به‏  مقاصد طبيعى خود نائل مى‏آيد . آن انديشه‏ها يك سلسله انديشه‏هاى " انشائى‏  " است كه با " بايد " ها مشخص مى‏شود . از آن جمله اين است كه براى‏  اينكه افراد جامعه بهتر به سعادت خود برسند " با يد " حقوق و اولويتها  رعايت شود . و اين است مفهوم عدالت بشرى كه وجدان هر فرد آن را تأييد  مى‏كند و نقطه مقابلش را كه ظلم ناميده مى‏شود محكوم مى‏سازد .

مولوى در اشعار معروف خود مى‏گويد :

عدل چه بود ؟ وضع اندر موضعش

ظلم چه بود ؟ وضع در ناموضعش

عدل چه بود ؟ آب ده اشجار را

ظلم چه بود ؟ آب دادن خار را

موضع رخ ، شه نهى ، ويرانى است

موضع شه ؟ پيل هم نادانى است

اين معنى از عدل و ظلم ، به حكم اينكه از يك طرف ، بر اساس اصل‏  اولويتها است و از طرف ديگر از يك خصوصيت ذاتى بشر ناشى مى‏شود كه‏  ناچار است يك سلسله انديشه‏هاى اعتبارى استخدام نمايد و " بايد " ها  و " نبايد " ها بسازد و " حسن و قبح " انتزاع كند ، از مختصات بشرى‏  است و در ساحت كبريائى راه ندارد ، زيرا همچنانكه قبلا اشاره شد او  مالك على الاطلاق است و هيچ موجودى نسبت به هيچ چيزى در مقايسه با او  اولويت ندارد . او همچنانكه مالك على اطلاق است " اولى " ى على الاطلاق‏  است . او در هر چه هرگونه تصرف كند ، در چيزى تصرف كرده كه به تمام‏  هستى به او تعلق دارد و ملك طلق او است . از اينرو ظلم به اين معنى ،  يعنى به معنى تجاوز به اولويت ديگرى و تصرف در حق ديگرى و پا گذاشتن در  حريم ديگرى ، درباره او محال است ، و از آن جهت محال است كه مورد و  مصداق نمى‏تواند پيدا كند .

د . رعايت استحقاقها در افاضه وجود و امتناع نكردن از افاضه و رحمت  به آنچه امكان وجود يا كمال وجود دارد  بعدا خواهيم گفت كه موجودات در نظام هستى از نظر قابليتها و امكان‏  فيض گيرى از مبدأ هستى با يكديگر متفاوتند ، هر موجودى در هر مرتبه‏اى‏  هست از نظر قابليت استفاضه ، استحقاقى خاص به خود دارد . ذات مقدس‏  حق كه كمال مطلق و خير مطلق و فياض على الاطلاق است ، به هر موجودى آنچه‏  را كه براى او ممكن است از وجود و كمال وجود ، اعطا مى‏كند و امساك‏  نمى‏نمايد . عدل الهى در نظام تكوين ، طبق اين نظريه ، يعنى هر موجودى ،  هر درجه از وجود و كمال وجود كه استحقاق و امكان آن را دارد دريافت‏  مى‏كند . ظلم يعنى منع فيض و امساك وجود از وجودى كه استحقاق دارد.

از نظر حكماى الهى ، صفت عدل آنچنانكه لايق ذات پروردگار است و  بعنوان يك صفت كمال براى ذات احديت اثبات مى‏شود به اين معنى است ،  وصفت ظلم كه نقص است و از او سلب مى‏گردد نيز به همين معنى است كه‏  اشاره شد .

حكما معتقدند كه هيچ موجودى " بر خدا " حقى پيدا نمى‏كند كه دادن آن‏  حق " انجام وظيفه " و " اداء دين " شمرده شود و خداوند از آن جهت‏  عادل شمرده شود كه بدقت تمام ، وظائف خود را در برابر ديگران انجام‏  مى‏دهد . عدل خداوند عين فضل و عين وجود او است ، يعنى عدل خداوند عبارت‏  است از اينكه خداوند فضلش را از هيچ موجودى در هر حدى كه امكان تفضل‏  براى آن موجود باشد ، دريغ نمى‏دارد . و اين است معنى سخن على عليه‏السلام‏  در خطبه 214 نهج البلاغه كه میفرمايد:

" حق يكطرفى نيست . هر كسى كه بر عهده ديگرى حقى پيدا مى‏كند ، ديگرى‏  هم بر عهده او حقى پيدا مى‏كند . تنها ذات احديت است كه بر موجودات حق‏  پيدا مى‏كند . و موجودات در برابر او وظيفه و مسؤوليت پيدا مى‏كنند اما  هيچ موجودى " بر او " حق پيدا نمى‏كند " .

" اگر با اين مقياس كه تنها مقياس صحيح است بخواهيم بررسى كنيم ،  بايد ببينيم در ميان همه آن چيزهايى كه " شر " ، " تبعيض " ، " ظلم‏  " و غيره پنداشته شده است ، آيا واقعا موجودى از موجودات ، امكان وجود  در نظام كل هستى داشته و وجود نيافته است ؟ و يا امكان يك كمال وجودى‏  در نظام كلى داشته و از او دريغ شده است ؟ آيا به يك موجودى ، چيزى‏  داده شده كه " نبايست " داده شود ؟ يعنى آيا از ناحيه ذات حق بجاى‏  آنكه خير و رحمت افاضه شود چيزى داده شده كه نه خير و رحمت بلكه شر و  نقمت است ، و نه كمال بلكه عين نقص است ؟

صدر المتألهين در جلد دوم " اسفار " ضمن بحث از " صور نوعيه "  فصلى دارد تحت عنوان " نحوه وجود كائنات ( موجودات حادثه به حدوث زمانى ) چه‏  نحو وجود است ؟ " . وى در آن فصل به مفهوم و معنى عدل الهى مطابق مذاق‏  حكما اشاره مى‏كند . مى‏گويد :

" در گذشته دانستى كه ماده و صورت ، دو سبب نزديك امور طبيعى هستند  ، و از بحث در تلازم آنها نتيجه گيرى شد كه يك سبب فاعلى مافوق مادى‏  نيز در كار است . بعدا در بحث حركات كليه ، اثبات خواهيم كرد كه‏  حركات ، غايات نهائى مافوق مادى دارند . فاعل مافوق مادى و غايت مافوق‏  مادى ، دو سبب دور موجودات مادى مى‏باشند . اگر آن دو علت دور در  پيدايش امور مادى كافى مى‏بود موجودات مادى براى هميشه باقى بودند و فنا  و نيستى را در آنها راه نبود و از اول ، همه كمالات شايسته خود را دارا  بودند و اولشان عين آخرشان بود . اما در آن دو علت دور كافى نيست ، دو  علت نزديك ( ماده و صورت ) نيز مؤثرند . و از طرفى ميان صور ، تضاد  برقرار است و كيفيات اوليه ، فساد مى‏پذيرند و هر ماده‏اى قابليت صور  متضاد را دارد . از اينرو هر موجودى دو نوع شايستگى متضاد پيدا مى‏كند و  دو نوع اقتضاى متضاد در آن پيدا مى‏شود ، يكى از ناحيه صورت و يك از  ناحيه ماده . صورت ، اقتضاء دارد كه باقى بماند و وضع موجود را حفظ كند  ، و ماده ، اقتضاء مى‏كند كه تغيير حالت دهد و صورتى ديگر ضد صورت اوليه‏  بخود بگيرد ، و چون امكان پذير نيست كه اين دو استحقاق و دو اقتضاى‏  متضاد ، در آن واحد بر آورده شود ، زيرا ممكن نيست كه ماده در آن واحد  صورتهاى متضاد داشته باشد . . . و بخشش الهى ايجاب مى‏كند تكميل ماده‏  اين عالم را - كه سافل ترين عوامل است - به وسيله صورتها. از اينرو حكمت الهي حركت دوري و زمان لا انقطاع و ماده متغيّر را مقدّر فرمود كه دائما صورتها در امتداد زمان تغيير كنند و جا عوض نمايند و به حكم ضرورت، هر حال و صورتي به مدت معيّن اختصاص يابد و هر صورت و حالتي بهره خويش را از هستي ببرد. و نيز چون ماده، مشترك است  هر صورتي نزد صورت ديگر حقي دارد كه سزاوار است به صاحبش رد شود. "عدل" ايجاب مي كند كه ماده اين صورت به آن يكي داده شود و ماده آن يكي به اين، و به اين ترتيب ماده در ميان صورتها دست بدست شود. به خاطر همين "عدل" و رعايت استحقاقهاست كه نظام عالم بر بقاء انواع است نه افراد."

سخن كه به اينجا برسد پرسش ديگري پيش مي‌آيد و آن اينكه همه اشياء با يك نسبت متساوي در برابر خداوند قرار گرفته‌اند، اگر عدلي درباره خداوند صادق باشد، عدل به معني رعايت تساوي است، زيرا از نظر استحقاق چنانكه گفته شد تفاوتي در كار نيست. پس عدل به معني رعايت استحقاقها و عدل به معني رعايت تساوي، درباره  خداوند يك نتيجه مى‏دهد . عليهذا عدل الهى ايجاب مى‏كند كه هيچگونه‏

تبعيض و تفاوتى در ميان مخلوقات در كار نباشد . و حال آنكه انواع‏  تفاوتها هست ، هر چه هست تفاوت و تنوع و اختلاف سطح است.

پاسخ اين است كه مفهوم حق و استحقاق در باره اشياء نسبت به خداوند  عبارت است از نياز و امكان وجود يا كمال وجود . هر موجودى كه امكان‏  وجود يا امكان نوعى از كمال وجود داشته باشد ، خداوند متعال به حكم آنكه‏  تام الفاعلية و واجب الفياضية است ، افاضه وجود يا كمال وجود مى‏نمايد .  عدل خداوند همچنانكه از صدر المتألهين نقل كرديم عبارت است از فيض عام‏  و بخشش گسترده در مورد همه موجوداتى كه امكان هستى يا كمال در هستى‏  دارند بدون هيچ گونه امساك يا تبعيض .

اما اينكه ريشه اصلى تفاوت امكانات و استحقاقها در كجاست ؟ چگونه‏  است كه با اينكه فيض بارى تعالى عام و لا يتناهى است ، اشياء در ذات‏  خود از نظر قابليت و امكان و استحقاق متفاوت مى‏شوند ، مطلبى است كه به‏  حول و قوه الهى ضمن پاسخ به ايرادها و اشكالها تشريح خواهد شد .

ايرادها و اشكالها

اكنون ببينيم پرسشهايى كه در اين زمينه مطرح مى‏شود مجموعا چه پرسشهايى‏  است ؟

اولين پرسشى كه در اين زمينه هست اين است كه چرا در جهان ، تبعيض و  تفاوت وجود دارد ؟ چرا يكى سفيد است و ديگرى سياه ، يكى زشت است و  ديگرى زيبا ، يكى سالم است و ديگرى عليل ؟ بلكه چرا يكى انسان است و  ديگرى گوسفند يا كرم خاكى ؟ يكى جماد است و ديگرى نبات ؟ يكى شيطان‏  است و ديگرى فرشته ؟ چرا همه مانند هم نيستند ؟ چرا همه سفيد و يا همه‏  سياه نيستند ؟ چرا همه زيبا و يا همه زشت نيستند ؟ و اگر بنا است‏  تفاوتى در كار باشد چرا آنكه سفيد است سياه نشد و آنكه سياه است سفيد  نشد ؟ چرا آنكه زشت است زيبا نشد و آنكه زيبا است زشت نشد ؟

پرسش ديگر در مورد فناها و نيستيها است : چرا اشياء ، موجود مى‏شوند و  سپس معدوم مى‏گردند ؟ چرا مرگ ، مقرر شده است ؟ چرا انسان بدنيا مى‏آيد  و پس از آنكه لذت حيات را چشيد و آرزوى جاويد ماندن در او زنده شد به‏  ديار نيستى فرستاده مى‏شود ؟

رابطه اين پرسش با مسأله عدل و ظلم از اين راه است كه گفته مى‏شود :  عدم  محض به از وجود ناقص است. هر چيزي و هر كسي تا موجود نشده حقي ندارد، اما همينكه موجود شد حق بقا پيدا مي كند. اگر اشياء  اصلا بوجود نمي‌آمدند در آسايش و سعادت بيشتري بودند از اينكه آورده و سپس با ناكامي برده شوند، پس چنين آوردني ظلم است.

پرسش ديگر اين است كه: گذشته از مدت محدود هستيها و پيدايش فناها و نيستيها، وجود نقصها از قبيل جهل، عجز، ضعف، فقر براي چيست؟

ارتباط اين مسأله با مسأله عدل و ظلم نيز از اين راه است كه تصور مي‌شود منع فيض علم و قدرت و قوت و ثروت به موجودي كه نيازمند به آنهاست ظلم است. در اين اشكال، فرض شده كه آنكه نيامده است حقي ندارد، اما همينكه آورده شد طبعا حقي از نظر لوازم حيات پيدا مي‌كند. پس جهل و عجز و ضعف و فقر و گرسنگي و غيره نوعي ممنوعيّت از حق است.

پرسش ديگر اين است: گذشته از تبعيضها و تفاوتها، و گذشته از اينكه هر چيزى جبرا محكوم به فنا است، و گذشته از اينكه برخي موجودات كه به دنيا مي‌آيند برخي از لوازم حيات از آنها دريغ مي‌شود، وجود آفات و بلايا و مصائب كه در نيمه راه، يك موجود را به ديار نيستي مي‌برد و يا در مدت هستي، هستي او را مقرون به رنج و ناراحتي مي‌كند براي چيست؟ ميكروبها، بيماريها، ظلم و اختناق‌ها، سرقتها، سيلها، طوفانها، زلزله‌ها، جداييها، مصيبتها، جنگها، تضادها، شيطان، نفس امّاره و غيره، براي چيست؟

اينها انواعي پرسشهايي است كه در زمينه عدل و ظلم مطرح مي‌شود. البته عين همين پرسشها را با اندكي اختلاف تحت عناوين ديگري كه آنها نيز مانند عدل و ظلم از مسائل الهيات است مي‌توان طرح كرد، از قبيل مسأله غايات در علت و معلول، مسأله عنايت الهي در بحث صفات واجب. گفته مي‌شود  اگر غايت و هدفى در خلقت بود و حكمت بالغه‏اى در كار بود بايد همه چيز  مفيد فائده اى باشد ، و عليهذا مى‏بايست كه نه پديده‏اى بيفايده اى آفريده‏  شود و نه پديده‏اى زيان آور ، و هم اين كه هيچ پديده مفيدى متروك و معدوم‏  نماند . وجود تبعيضها و تفاوتها و نيستيها و جهلها و عجزها نشانه اين‏  است كه پديده‏هاى لازمى كه مى‏بايست آفريده شوند ، يعنى تساوى ، ادامه‏  هستى ، علم و قدرت و غيره آفريده نشده‏اند ، و از طرفى پديده‏هايى ك ه يا  مفيد فائده‏اى نيستند و يا زيان آورند از قبيل بيماريها و زلزله‏ها و غيره‏  آفريده شده‏اند ، و اين جريان با حكمت بالغه الهيه و با عدل به مفهوم‏  توازن و تعادل نيز جور نمى‏آيد .  عين همين مسائل با اندكى اختلاف تحت عنوان خير و شر ، در مسأله توحيد  قابل طرح است . صورت اشكال اين است كه در هستى ، دوگانگى حكم فرماست ،  پس بايد دو ريشه‏اى باشد . حكما مسأله خير و شر را گاهى در باب توحيد  براى رد نظريه ثنويه ، و گاهى در مسأله عنايت الهيه طرح مى‏كنند كه مربوط  به حكمت بالغه است . در اينجا است كه گفته مى‏شود عنايت الهى ايجاب‏  مى‏كند كه هر چه موجود مى‏شود خير و كمال باشد . و نظام موجود نظام احسن‏  باشد ، پس شرور و نقصانات كه ضربه به نظام احسن مى‏زنند نمى‏بايست موجود

شوند و حال آنكه موجود شده‏اند .

ما اين مسأله را تنها از ناحيه عدل و ظلم مطرح مى‏كنيم ولى خواه ناخواه‏  جنبه‏هاى ديگر مسأله نيز ضمنا طرح و حل خواهد شد ، و چنان كه گفتيم ،  مفهوم عدل ، آنگاه كه در مقابل " ظلم " قرار مى‏گيرد به معنى رعايت‏  استحقاق است نه به معنى توازن يا تساوى ، و البته همانطور كه اشاره شد، رعايت استحقاقها در مورد ذات حق ، آنچنان است كه حكما درك كرده و  رسيده‏اند نه آنچنانكه ديگران پنداشته اند .

 عدل از اصول دين

در ساير مسائل الهيات اگر شبهات و اشكالاتى هست ، براى طبقه متكلمين‏  و فلاسفه و اهل فن مطرح است . آن مطالب هر چند دشوار باشد ولى چون از  قلمروى افكار عامه مردم خارج است ، اشكال و جواب آنها هر دو در سطحى‏  بالاتر از سطح درك توده طرح مى‏شود . اما ايرادها و اشكالهاى مسأله " عدل‏  الهى " در سطح پائين و وسيع عامه نيز جريان دارد . در اين مسأله ، هم‏  دهاتى بيسواد مى‏انديشد و هم فيلسوف متفكر .

از اين جهت ، مسأله " عدالت " داراى اهميتى خاص و موقعيتى بى نظير  است و همين جهت را مى‏توان توجيهى فرض كرد براى اينكه علماى اسلامى (  شيعه و معتزله ، نه اشاعره ) عدل را در رديف " ريشه‏هاى دين " قرار  دهند و دومين اصل از اصول پنجگانه دين بشناسند ، و گر نه " عدل " يكى‏   از صفات خدا است و اگر بنا باشد صفات خدا را جزء اصول دين بشمار آوريم‏  لازم است علم و قدرت و اراده و . . . را نيز در اين شمار بياوريم . ولى‏  علت اصلى اينكه عدل در شيعه از اصول دين شمرده شد

امر ديگر است ، و آن‏ اينكه : شيعه با اهل سنت در ساير صفات خداوند اختلافى نداشتند و اگر هم‏  داشتند مطرح نبود ، ولى در مسأله عدل ، اختلاف شديد داشتند و شديدا هم‏  مطرح بود بطورى كه اعتقاد و عدم اعتقاد به عدل ، علامت " مذاهب "  شمرده مى‏شد كه مثلا شخص ، شيعه است يا سنى ، و اگر سنى است معتزلى است‏  يا اشعرى . عدل به تنهايى علامت اشعرى نبودن شمرده مى‏شد . عدل و امامت توأما علامت‏  تشيع بود . اين است كه گفته مى‏شد اصول دين اسلام سه چيز است و اصول‏  مذهب شيعه همان سه چيز است به علاوه اصل عدل و اصل امامت .

عدل و حكمت

قبلا گفتيم كه در ميان صفات پروردگار ، دو صفت است كه از نظر شبهات‏  و ايرادهاى وارده بر آنها ، متقارب و نزديك به يكديگرند : عدالت ،  حكمت .

منظور از عادل بودن خدا اين است كه استحقاق و شايستگى هيچ موجودى را  مهمل نمى‏گذارد و به هر كس هر چه را استحقاق دارد مى‏دهد ، و منظور از  حكيم بودن او اين است كه نظام آفرينش ، نظام احسن و اصلح ، يعنى‏  نيكوترين نظام ممكن است . خواجه نصير الدين طوسى مى‏گويد :

جز حكم حقى كه حكم را شايد ، نيست

حكمى كه زحكم حق فزون آيد نيست

هر چيز كه هست ، آن چنان مى‏بايد

آن چيز كه آن چنان نمى‏بايد نيست

لازمه حكمت و عنايت حق اين است كه جهان و هستى ، غايت و معنى داشته‏  باشد . آنچه موجود مى‏شود يا خود خير است و يا براى وصول به خير است . 

" حكمت " از شؤون عليم بودن و مريد بودن است و مبين اصل " علت‏  غائى " براى جهان مى‏باشد ، ولى " عدالت " ارتباطى به صفتهاى علم و  اراده ندارد ، عدالت به مفهومى كه گفته شد از شؤون فاعليت خداوند ،  يعنى از صفات فعل است نه از صفات ذات .

اشكال مشترك در مورد " عدل " و " حكمت " پروردگار ، وجود  بدبختيها و تيره روزى‏ها و به عبارت جامع تر " مسأله شرور " است . "  مسأله شرور " را مى‏توان تحت عنوان " ظلم " ايراد بر عدل الهى بشمار  آورد و مى‏توان تحت عنوان " پديده‏هاى بى هدف " نقضى بر حكمت بالغه‏  پروردگار تلقى كرد ، و از اينرو است كه يكى از موجبات گرايش به‏  ماديگرى نيز محسوب مى‏گردد . مثلا وقتى تجهيزات " دفاعى " و " حفاظتى‏  " موجودات زنده را در برابر خطرها ، شاهدى بر نظم و حكمت الهى مى‏گيريم‏  فورا اين سؤال مطرح مى‏شود كه اساسا چرا بايد خطر وجود داشته باشد تا  نيازى به سيستمهاى دفاعى و حفاظتى باشد ؟ چرا ميكروبهاى آسيب رسان وجود  دارند تا لازم شود به وسيله گلبولهاى سفيد با آنها مبارزه شود ؟ چرا درنده‏  تيز دندان آفريده مى‏شود تا احتياجى به پاى دونده و يا به شاخ و ديگر وسائل دفاع‏  باشد ؟ در جهان حيوانات از طرفى ترس و حس گريز از خطر در حيوانات‏  ضعيف و شكار شدنى وجود دارد ، و از طرف ديگر سبعيت و درنده خوئى در  حيوانات نيرومند و شكار كننده قرار داده شده است . براى بشر اين پرسش‏  مطرح مى‏شود كه : چرا عامل هجوم و تجاوز وجود دارد تا لازم شود تجهيزات‏  دفاعى از روى شعور و حساب بوجود آيد ؟

اين پرسشها و اشكالات كه حل آنها نيازمند به تجزيه و تحليل‏هاى دقيق و  عميقى است ، مانند يك گرداب مهيب ، گروههائى را در خود فرو برده است‏  . براستى در اينجا بايد گفت :

در اين ورطه كشتى فرو شد هزار

كه نامد از او تخته‏اى در كنار

فلسفه‏هاى ثنوى مادى ، و فلسفه‏هاى بدبينانه ، غالبا در اين گرداب مهيب‏  شكل گرفته‏اند .

منبع : آيت الله شهيد مطهري، مجموعه آثار، ج 1، ص 78 به نقل از پایگاه حوزه

http://www.al-shia.orgمنبع:

بازديد : 257 بار دسته بندي : عدل نظر دهيد! [ ]


پيوند ها پيوند ها'

تبادل لينک تبادل لينک تبادل لينک تبادل لينک

  • آیشیک

    دستگاه cnc چوب

    آیشیک

    پایان نامه علوم سیاسی

    پایان نامه علوم سیاسی

    طراحی سایت|بهینه سازی سایت|طراحی وب سایت

    صرافی ایرانی

    خرید جم کلش رویال

    خرید جم کلش

    فروشگاه اینترنتی لباس

    کلش رویال

    طراحی سایت

    ثبت آگهی رایگان

    دانلود پروژه و پایان نامه

    دانلود آهنگ جدید

    دانلود فیلم

    دانلود مقاله

    دانلود مقاله

    دانلود مقاله

    خريد لباس زنانه

    دانلود جدید ترین آهنگ ها

    تصفیه آب معصومی

    عکس نوشته عاشقانه

    خرید ساعت مچی

    دانلود آهنگ جدید

    فراسیون

    دانلود فیلم و موزیک ویدیوی هندی

    فروش آپارتمان

    تراکتور کمباین نیوهلند

    تشک

    خرید اینترنتی لباس زنانه

    تور لحظه آخری

    تور کیش

    دستگاه بسته بندی

    تشریفات

    دانلود آهنگ جدید

    خرید بازی

    موسسه حفاظتی

    ترخیص کالا

    نصب دوربین مداربسته

    مدل دکوراسیون آشپزخانه 2016












  • بک لينک بک لينک
    خرید گیفت کارت ارزان اسپاتیفای استیم
    خرید آنلاین گیفت کارت گوگل پلی با گیفتی دات کام
    خاک پوششی
    تور ارزان کیش لحظه آخری
    هتل های 5 ستاره کیش
    تور کیش از مشهد لحظه آخری
    تور کیش نوروز 95
    دیدنی های جزیره کیش
    بلیط کیش ارزان قیمت
    بلیط پرواز کیش
    خرید گیفت کارت آیتونز و گوگل پلی
    بزرگترین مرکز خرید و فروش گیفت کارت
    تور ارزان کیش نوروز 95