close
تبلیغات در اینترنت

دانستنیهای قرآنی


درباره سايت درباره سايت
مذهبی-دینی
سلام امیرحسین مدنی هست با این وبلاگ در خدمت شما امیدوارم که شما از این وبلاگ استفاده نمایید لطفا نظر فراموش نشود

موضوعات موضوعات

خداوند

اسامی و صفات خداوند

اثبات عقلی خداوند

گفتگو با خدا

توبه

توبه ی نصوح

متفرقه توبه

قرآن

دانستنیهای قرآنی

اعجاز قران

قرائت تجویدی قرآن

نرم افزار قرآنی

ترتیل پرهیزکار

ترتیل عبدالباسط

ترتیل استاد منشاوی

تفسیرقران

ترتیل الشیخ مشاری بن راشد العفاسی

تربیت قرآنی

گناه

آثار گناه

گناهان کبیره

گناهان صغیزه

راه های دوری از گناه

اثار گناه از دیدگاه قرآن

متفرقه گناه

نماز

فلسفه ی نماز

اسرار نماز

آثار ترک نماز

آثار جسمی نماز

آثار روحی نماز

حقوق

حق النفس

حق الناس

حق الله

حجاب

فلسفه حجاب

حجاب در اسلام

حجاب در ادیان دیگر

آثار بد حجابی

حجاب در قرآن

حجاب از دیدگاه معصومین

حجاب از نگاه امام خمینی (ره)

متفرقه حجاب

شیطان

حیله شیطان

راه های مقابله با شیطان

خلقت شیطان

سخنرانی

سخنرانی استاد ماندگاری

سخنرانی استاد عالی

سخنرانی استاد فرحزاد

سخنرانی استاد کافی

سخنرانی استاد دهنوی

سخنرانی استاد دانشمند

سخنرانی استاد پناهیان

حاج مجتهدی تهرانی

سخنرانی استاد صدیقی

سخنرانی استاد پور ارغدی

سخنرانی استاد رفیعی

استاد رائفی پور

استاد فاطمی نیا

حجت الاسلام علی اکبری

سخنرانی استاد هاشمی نژاد

سخنرانی استاد مطهری

سخنرانی آیت الله وحید خراسانی

احکام

احکام نماز

احکام وضو

احکام غسل

احکام حج

احکام خمس

احکام امربه معروف ونهی از منکر

مداحی

کریمی

سیب سرخی

حاج محمد رضا طاهری

جوادی مقدم

امام زمان (ع)

معجزات امام زمان

رجعت

غیبت صغری وکبری

علائم ظهور

متفرقه امام زمان(ع)

پرسش وپاسخ مهدوی

سیره ی رفتار امام زمان(عج)

وظایف منتظران ظهور

عمومی

حکایت پند آموز

خواندنی وشنیدنی

چیستان

جملات بزرگان

پاسخ به شبهات

موبایل مذهبی

نرم افزار موبایل

تم موبایل

فیلم مذهبی

مستند مذهبی

سریال مذهبی

پیامبر اکرم(ص)

زندگینامه پیامبر اکرم (ص)

فضائل پیامبر اکرم(ص)

احادیث پیامبر اکرم (ص)

امام علی (ع)

زندگینامه حضرت علی

فضائل امام علی (ع)

خلقت

خلقت جهان

خلقت جهان در قرآن کریم

امام خمینی

کرامات امام خمینی

مراجع تقلید

آیت الله العظمی خامنه ای

آیت الله العظمی مکارم شیرازی

آیت الله العظمی صافی گلپایگانی

آیت الله العظمی سیستانی

آیت الله العظمی نوری همدانی

آیت الله وحید خراسانی

اصول دین

معاد

توحید

نبوت

امامت

عدل

رمضان

اعمال رمضان

فضیلت ماه مبارک رمضان

عاشورا

فلسفه قیام عاشورا

اهداف قیام عاشورا

پاسخ به شبهات عاشورا

اعمال عاشورا


آرشيو آرشيو

دی 1394

تير 1393

فروردين 1393

اسفند 1392

دی 1392

آذر 1392

آبان 1392

مهر 1392

شهريور 1392

مرداد 1392

تير 1392

خرداد 1392

ارديبهشت 1392

فروردين 1392

اسفند 1391


بنر ما ودوستان بنر ما ودوستان


نويسندگان نويسندگان

امیرحسین مدنی (647)

mazhabi-dini (0)


جستجوگر پيشرفته سايت




?
آخرين ارسال هاي انجمن
آخرين ارسال هاي انجمن


کلیدهایی برای رستگاری


کلیدهایی برای رستگاری



جزء هجدهم قرآن کریم که از ابتدای سوره مبارکه مۆمنون آغاز و به آیه 20 سوره مبارکه فرقان ختم می شود در بردارنده آموزه ها و پیام‌های روح افزای الهی است که این نوشته تعدادی از آن‌ها را نقل می کند.



کلید
کلیدهای رستگاری در دست مومنان

آیات آغازین سوره مبارکه مۆمنون اوصافی از مومنان را برمی شمرد که سبب رستگاری آنان شده است. این اوصاف عبارتند از:

1. خشوع در نماز: «خشوع» به معنى حالت تواضع و ادبِ جسمى و روحى است كه در برابر شخص بزرگ یا حقیقت مهمى در انسان پیدا شده و آثارش در بدن ظاهر مى گردد. این تعبیر اشاره به این است كه نماز آنها الفاظ و حركاتى بى روح و فاقد معنى نیست؛ بلكه به هنگام نماز آن چنان حالت توجه به پروردگار در آنها پیدا مى شود كه از غیر او جدا مى گردند و به او مى پیوندند؛ چنان غرق حالت تفكر و حضور و راز و نیاز با پروردگار می شوند كه لحظات این نماز هر كدام براى آنها درسى است از خودسازى و تربیت انسانى و وسیله اى است براى تهذیب روح و جان (الَّذِینَ هُمْ فىِ صَلَاتهِِمْ خَاشِعُون).

2. رویگردانی از هر گونه لغو و بیهودگی: «لغو» هر گفتار و عملى است كه فایده قابل ملاحظه اى نداشته باشد. در واقع مۆمنان آن چنان ساخته شده اند كه نه تنها به اندیشه هاى باطل و سخنان بى اساس و كارهاى بیهوده دست نمى زنند؛ بلكه به تعبیر قرآن از آن رویگردان هم هستند (وَ الَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ).

3. انفاق مالی: زکات در این آیه به معنای زکات معروف نیست که در احکام مطرح است؛ بلکه به معنای انفاق مالی است؛ زیرا این آیات در مکه که هنوز زکات مشهور در آن واجب نشده بود نازل شده است. با این بیان روشن می شود كه چرا فرمود: زكات را عمل مى كنند و نفرمود: زكات را مى دهند. پس معنای آیه این است كه: مۆمنین كسانى هستند كه انفاق مالى دارند[1] (الَّذِینَ هُمْ لِلزَّكَوةِ فَعِلُون).

محافظت بر نمازها: منظور از این محافظت مراقبت بر ادای نمازها به گونه ای که یکی از آنها فوت نشود (الَّذِینَ هُمْ عَلىَ‏ صَلَوَاتهِِمْ یحَُافِظُون). حق ایمان هم همین است كه مۆمنین را به چنین مراقبتى فرا بخواند

4. حفظ عفت و پاكدامنى به طور كامل و پرهیز از هر گونه آلودگى جنسى: مومنین، غریزه جنسی خود را به شدت کنترل می کنند (الَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُون) و جز در مورد همسر و کنیز که خدا اجازه بهره بردن از آنها را داده است از اِعمال آن جلوگیری می کنند (إِلَّا عَلى‏ أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَكَتْ أَیْمانُهُمْ).

5 و 6. رعایت عهد و امانت: بر اساس این آیه، حفظ و اداى امانت (به معنى وسیع كلمه) و همچنین پایبند بودن به عهد و پیمان در برابر خالق و خلق از صفات بارز مۆمنان است (الَّذِینَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُون).

در مفهوم وسیع امانت، امانتهاى خدا و پیامبران الهى و همچنین امانتهاى مردم جمع است. نعمتهاى مختلف خدا هر یك امانتى از امانات او هستند. آئین حق، كتب آسمانى، دستور العملهاى پیشوایان راه حق و همچنین اموال و فرزندان و پستها و مقامها، همه امانتهاى اویند كه مۆمنان در حفظ و اداى حق آنها مى كوشند تا در حیاتند از آن پاسدارى مى كنند و به هنگام ترك دنیا آنها را به نسلهاى برومند آینده خود مى سپارند.

7. محافظت بر نمازها: منظور از این محافظت مراقبت بر ادای نمازها به گونه ای که یکی از آنها فوت نشود[2] (الَّذِینَ هُمْ عَلىَ‏ صَلَوَاتهِِمْ یحَُافِظُون). حق ایمان هم همین است كه مۆمنین را به چنین مراقبتى فرا بخواند.[3]

خواسته ای که هیچگاه اجابت نمی شود آیات 99-100 نقل درخواست و پاسخ آن است؛ درخواست برگشت به دنیا از سوی گنهکاران(رَبّ‏ِ ارْجِعُون) برای جبران ما فات (لَعَلىّ‏ِ أَعْمَلُ صَالِحًا فِیمَا تَرَكْتُ)، تقاضایی است که با هرگز! (كَلّا) مواجه می شود. یعنی بازگشت به دنیا و جبران گذشته ممکن نیست که رخ دهد؛ زیرا قانون آفرینش چنین اجازه بازگشتى را به هیچكس، نه نیكوكار و نه بدكار، نمى‏دهد.[4]

گذشته از آن این درخواست از سوی کسانی است که عمری در دنیا زیستند و بد کردند و خداوند تا پایان عمر به آنها فرصت بازگشت و اصلاح داد و اینها اعتنا نکردند. واضح است درخواست امروزشان از سر ترس است و واقعیت درونی ندارد و اگر به دنیا برگردند باز همان آش است و همان کاسه(لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ؛ اگر به دنیا برگردند، باز به همان كارهایى كه از آن نهى شده بودند بر می گردند و بی تردید آنها دروغگویند)[5]. برای همین در اینجا می فرماید: تقاضای اینها سخنی بیش نیست (حرفی است که می زنند) (إِنَّهَا كلَِمَةٌ هُوَ قَائلُهَا).

هر دلسوزی و ترحمی ممدوح و شایسته نیست. ترحمی پسندیده است که مانع ظلم ظالم شود؛ نه ترحمی که سبب شود دست ظالم باز بماند و بیش از پیش به مظلومان و اقشار ضعیف حمله ور شود. در بینش اسلامی چنین ترحمی که سبب ترویج گناه و جنایت می شود ممنوع است

برخورد خداوند با کسانی که دینداران را به تمسخر می گیرند آیات 105 به بعد نقل گفتگوی کسانی است که در دنیا نه تنها خود ایمان نیاوردند؛ بلکه مۆمنان را برای دینداریشان مورد تمسخر قرار دادند.

در آیه 107 یکی از درخواستهای آنها نقل شده است: پروردگارا! ما را از این آتش بیرون ببر (رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْها) که بر اساس آیات 99- 100 کنایه از این است که ما را به دنیا باز گردان تا عمل صالح انجام دهیم.

بعد ادامه می دهند: اگر دوباره به روش گذشته بازگشتیم و کارهاى سابق را تكرار كردیم ما قطعا ستمکاریم (فَإِنْ عُدْنا فَإِنَّا ظالِمُونَ) و شایسته عفو تو نخواهیم بود.

پاسخی که از خدا می شنوند این است: اخْسَۆُا فِیها وَ لا تُكَلِّمُونِ

المیزان در معنای «إخْسَۆُا» به نقل از مفردات راغب می نویسد: خَسَأتُ الكَلبَ فخسأ ؛ معنایش این است كه سگ را از روى اهانت چِخ كردم، رفت و در گوشه اى نشست و عرب وقتى مى‏خواهد به سگ بگوید: چِخ، مى‏گوید: اِخسَأ.[6]

بنابراین معنا پاسخی که خداوند به اینها می دهد چنین می شود: دور شوید و هم چنان در دوزخ بمانید؛ خاموش شوید و با من حرف نزنید.

آنگاه دلیل این برخورد سراسر توهین را در آیات بعد (109-110) بیان می کند. می فرماید: فراموش كرده اید گروهى از بندگان خاص من مى گفتند: پروردگارا ما ایمان آوردیم، ما را ببخش! بر ما رحم كن! و تو بهترین رحم كنندگانى؛ ولی شما آنها را به باد مسخره گرفتید (فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِیًّا) و آن قدر در این كار اصرار كردید كه استهزا كردن آنها، شما را به كلى از یاد من غافل كرد (حَتَّى أَنْسَوْكُمْ ذِكْرِی‏). شما پیوسته به آنها مى خندیدید (كُنْتُمْ مِنْهُمْ تَضْحَكُونَ) و بر سخنان و عقائد و رفتار و كردارشان پوزخند مى زدید. امروز به آنها برای آن صبر و استقامت و پایمردى در مقابل آن همه استهزا پاداش دادم (إِنِّی جَزَیْتُهُمُ الْیَوْمَ بِما صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفائِزُونَ).

رویگردانی از هر گونه لغو و بیهودگی: «لغو» هر گفتار و عملى است كه فایده قابل ملاحظه اى نداشته باشد. در واقع مۆمنان آن چنان ساخته شده اند كه نه تنها به اندیشه هاى باطل و سخنان بى اساس و كارهاى بیهوده دست نمى زنند؛ بلكه به تعبیر قرآن از آن رویگردان هم هستند

و اما شما! امروز در بدترین حالات و دردناكترین عذاب گرفتارید و كسى به فریادتان نخواهد رسید و باید هم چنین باشید چون شما مستحق این كیفرید.

دلسوزی در اقامه حدود و اجرای قانونهای الهی؛ ممنوع برخی متاثر از تبلیغات فریبنده رسانه های بیگانه که اسلام ستیزیِ برخی از آنها بر کسی پوشیده نیست اجرای مجازاتهای اسلامی را مخالف روح و رحمت انسانی دانسته و با دلسوزی هایی که از خود نشان می دهند مانع اجرای احکام و قوانین مجازات اسلامی می شوند.

در این باره ذکر دو نکته ضروری به نظر می رسد:

1. قرآن کریم در آیه 2 سوره مبارکه نور با صراحت از چنین دلسوزی هایی نهی می کند: اگر به خدا و روز جزا ایمان دارید هرگز نباید در اجراى این حد الهى گرفتار رافت (دلسوزی بیجا) شوید (وَ لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِی دِینِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُۆْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ).

2. هر دلسوزی و ترحمی ممدوح و شایسته نیست. ترحمی پسندیده است که مانع ظلم ظالم شود؛ نه ترحمی که سبب شود دست ظالم باز بماند و بیش از پیش به مظلومان و اقشار ضعیف حمله ور شود. در بینش اسلامی چنین ترحمی که سبب ترویج گناه و جنایت می شود ممنوع است.

جالب است که این دلسوزی را کسانی در بوق می کنند و برای دفاع از جنایتکاران به احکام الهی اسلام حمله ور می شوند که خود در قتل عام بیگناهان عالم سابقه طولانی و پرونده ای سنگین دارند و جالبتر اینکه بر خلق چنین فجایع انسانی هم افتخار می کنند. و این به واقع از عجایب روزگار ماست که عده ای دسته دسته انسان بی گناه را خون می ریزند و بدن می سوزانند و مستانه می خندند؛ آنگاه بر اعدام یک جانی جنایتکار اشک دلسوزی و ترحم می ریزند!!

-------------------------------------------------------

1.       المیزان فی تفسیر القرآن 15/10

2.       المیزان فی تفسیر القرآن 15/11

3.       ر.ک به تفسیر نمونه 14/194-202

4.       تفسیر نمونه 14/311

5.       28/ انعام

6.       المیزان فی تفسیر القرآن 15/71

امید پیشگر    

بخش قرآن تبیان

بازديد : 205 بار دسته بندي : دانستنیهای قرآنی نظر دهيد! [ ]


پذیرایی اولیه در قیامت !


پذیرایی اولیه در قیامت !



جزء شانزدهم قرآن کریم که از آیه 75 سوره مبارکه کهف آغاز و به پایان سوره مبارکه طه ختم می شود ، در بردارنده آموزه ها و پیام‌های روح‌افزای الهی است که این نوشته تعدادی از آن‌ها را نقل می کند.



بهشت و جهنم
پذیرایی اولیه در قیامت

در آیه 102 سوره مبارکه کهف درباره چگونگی برخورد با کافران در قیامت آمده است: إِنَّا أَعْتَدْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِینَ نُزُلًا .

«نُزُل» نخستین چیزی است که با آن از مهمان پذیرایی می کنند؛ مانند شربت یا میوه‌ای که در آغاز ورود مهمان برای او می آورند. [1] بنابراین معنای آیه این می شود که ما جهنم را آماده کرده ایم تا در همان ابتدای ورود کفار به قیامت، وسیله پذیرایی‌شان باشد.

علامه طباطبایی (ره) در ادامه می نویسد: با در نظر گرفتن اینکه بعد از دو آیه می فرماید: در قیامت این‌ها اعمالی ندارند (فحَبِطَتْ أَعْمَالُهُم) که وزن شود و محاسبه گردد (فَلَا نُقِیمُ لهَُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَزْنًا) در جمع بندی فهمیده می شود که این گروه کاری در قیامت ندارند جز اینکه وارد جهنم شده و عذاب شوند ؛ یعنی در بدو ورود وارد جهنم می شوند و کار برایشان تمام می شود.

در آیه 107، همین تعبیر (نُزُل) در مورد بهشت برای مومنان نیز آمده است (إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا).

هم علامه (ره) در المیزان [2] و هم آیت الله جوادی آملی در درس تفسیرشان این سخن را نوشته و نقل کرده اند که معنا تأکید دارند که با توجه به معنای «نُزُل» و با استفاده از دیگر آیات [3] می‌توان به معنای لطیفی رسید و آن وجود عذاب و پاداشی فراتر از بهشت و جهنم توصیف شده در قرآن برای مۆمنان و کافران است.

خلاصه کلام اینکه بهشت و جهنم توصیف شده در قرآن کریم دو جلوه از رحمت و غضب الهی‌اند که مۆمنان و کفار در همان بدو ورود به قیامت با آن پذیرایی می شوند. بی تردید پذیرایی اصلی غیر از این پیش پذیرایی اولیه است و آن پاداش و عذابی است که الفاظ از حمل معنای آن و اذهان از درک آن عاجزند؛ برای همین در قرآن کریم جز با اشاره از آن یاد نشده است.

کسانی که با معارف و دستورات و حریم الهی غریبه بلکه متجاوز به آن‌ها هستند؛ سروکارشان با این سگ است که به دستور خداوند از حریم او محافظت کرده و به آن‌ها که مستحق هستند ، حمله ور می شود

بازديد : 131 بار دسته بندي : دانستنیهای قرآنی نظر دهيد! [ ]


راه رسیدن به بهشت از دید قرآن


راه رسیدن به بهشت از دید قرآن



قرآن مجید، بهشت ابدی را پاداش نیکوکاران و متقین، و جهنم را جای کافران و گناهکاران می‌داند و تأکید دارد که انسان، با ایمان و عمل صالح خود و کسب رضایت خداوند متعال می‌تواند به تنعم جاودان برسد.



بهشت

بهشت جایی است که خداوند برای نیکوکاران آماده ساخته و همه نعمت‌ها در آن یافت می‌شود. در قرآن مجید به بخشی از این نعمت‌ها اشاره شده است. هدف از ذکر آن‌ها تنها این است که به قدر ممکن، بهشت را برای انسان ترسیم کند، زیرا نعمت‌ها و خوشی‌های بهشتی با نعمت‌های این دنیا تفاوت بنیادی دارند و تعابیر این جهانی، توان تفسیر حقایق بهشتی را ندارند، چنان که جنین در رحم مادر، توان درک واقعیت‌های دنیا را ندارد.

جهنم نیز جایی است که در آن گناهکاران و ظالمان، به انواع عقوبت گرفتار می‌شوند. قرآن مجید اوصافی برای جهنم برشمرده که همانند بهشت برای نزدیکی به ذهن است و حقیقت جهنم برای انسان با تعابیر متعارف قابل درک نیست.

از آیات قرآن و روایات به روشنی بر می‌آید که خداوند، بهشت و جهنم را هم‌اکنون آفریده و برای نیکوکاران و گناهکاران آماده ساخته است. آیاتی که بر این حقیقت دلالت دارند از جمله آیات 12- 15 سوره نجم هستند که می‌فرماید: «ولقد رآه نزلة أخری عند سدرة المنتهی عندها جنة المأوی؛ و قطعاً پیامبر بار دیگر نیز او (فرشته وحی) را مشاهده کرد، نزد سدره المنتهی، که جنةالماوی نزد آن است». مقصود از «جنةالماوی» همان بهشت موعود است که آیات دیگر، از آن به «جنات عدن» و مانند آن یاد کرده‌اند. اگر بهشت آفریده نشده بود، چنین لحنی از فصاحت و بلاغت دور بود.

آیات دیگری نیز از مهیا شدن بهشت و جهنم برای نیکوکاران و بدکاران خبر داده‌اند که شاهدی بر وجود کنونی آن‌ها هستند. در آیه 133 سوره آل عمران خداوند می‌فرماید؛ و برای نیل به آمرزش از پروردگار خود و بهشتی که پهنایش به قدر آسمان‌ها و زمین است، برای پرهیزکاران آماده است. بشتابید.

آنان که هیچ گاه نماز را ترک نمی‌کنند و در ادای آن، وقت و شرایط لازم را ارج می‌نهند و به روح و حقیقت آن پی برده‌اند و هیچ چیز را بر این فرضیه الهی ترجیح نمی‌دهند، در قرآن ستوده شده‌اند و جایگاه ابدی آنان بهشت است.



به طور کلی می‌توان گفت هر عمل نیکی که برای رضایت خداوند باشد، آدمی را به بهشت رهنمون می‌کند. برخی اعمال نیک را عقل آدمی فرمان می‌دهد و برخی دیگر را خدا فرمان می‌دهد و حتی فرامین خدا، احکام عقل را نیز تایید می‌کند. فرمان‌های خدا در قرآن و روایات پیامبر و امامان معصوم آمده‌اند و از اعمالی یاد کرده‌اند که جای دارد به برخی از آن‌ها اشاره کنیم.

ایمان و عمل صالح

ایمان و عمل صالح، از اعمالی است که آدمی را به بهشت راه می‌نماید. قرآن کریم در این باره در آیه 82 سوره بقره می‌فرماید: و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند، آنان اهل بهشتند و در آن جاودان خواهند بود.

تقوا

تقوا عبارت است از آنچه انسان را از گناه حفظ می‌کند و موجب می‌شود که او به واجبات و مستحبات اهتمام بیشتری نشان دهد. تقوا بی ارتباط با ایمان و عمل صالح نیست. قرآن در این باره در آیه 45 سوره حجر می‌فرماید: به یقین، متقین در باغ‌ها و کنار چشمه‌ها خواهند بود.

پیروی از خدا و رسول(ص)

هر کس از اوامر و نواهی خدا و رسولش پیروی کند، خدا او را به بهشت در می‌آورد و هرکس خدا و رسولش را نافرمانی کند، خدا او را به جهنم می‌برد.

قرآن کریم
راستی و راستگویی

قرآن اوصافی برای راست‌گویان و همچنین پرهیزکاران و نیکوکاران برمی‌شمرد. می‌توان اوصاف مشترک راست‌گویان و پرهیزکاران و نیکوکاران را چنین یاد کرد؛ ایمان به خدا، معاد، فرشتگان، کتاب‌های آسمانی، پیامبران الهی و نیز انفاق به یتیمان و بینوایان، در راه ماندگان و مستمندان آبرومند، برپاداشتن نماز، پرداخت زکات، وفا به عهد و پیمان و بردباری در سختی و دشواری.

بنا بر آیات قرآن از جمله آیه 177 سوره بقره، کسانی که خویشتن را بدین اعمال و رفتار ارزشمند بیارایند، اهل راستی و پرهیزگاری هستند: اولئک الذین صدقوا و اولئک هم المتقون؛ این‌ها کسانی هستند که راست می‌گفتند و گفتارشان با اعتقاداتشان هماهنگ است و این‌ها پرهیزکاران هستند.

اهتمام به نماز

آنان که هیچ گاه نماز را ترک نمی‌کنند و در ادای آن، وقت و شرایط لازم را ارج می‌نهند و به روح و حقیقت آن پی برده‌اند و هیچ چیز را بر این فرضیه الهی ترجیح نمی‌دهند، در قرآن ستوده شده‌اند و جایگاه ابدی آنان بهشت است. قرآن در آیات 34 و 35 سوره معراج می‌فرماید: آنان که بر نماز مواظبت دارند آنان در باغ‌های بهشتی گرامی داشته می‌شوند.

انفاق در راه خدا

انفاق در راه خدا جایگاه والایی در میان اعمال پسندیده دارد. انفاق فقط در امور مادی و مالی پسندیده نیست، بلکه بهترین انفاق در راه خدا، انفاق علم و دانش و احکام و معارف دین است. قرآن می‌فرماید پرهیزگاران همانا در توانگری و تنگدستی، انفاق می‌کنند. آن‌ها پاداششان آمرزش پروردگار و بهشت‌هایی است که از زیر درختانش، نهرها جاری است، جاودانه در آن می‌مانند.

شهادت در راه خدا

کسی که از جان خویش که عزیزترین سرمایه اوست در راه خدا می‌گذرد، نزد خداوند، مقام بس والایی دارد. خداوند به صراحت فرموده که شهید را پیش خود جای می‌دهد و به او روزی می‌دهد. در بهشت هیچ پاداشی همانند مقام «قرب» ارزشمند نیست. قرآن می‌فرماید؛ هرگز گمان مبر کسانی در راه خدا کشته شدند، مردگانند، بلکه زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند.



باشگاه کاربران تبیان - برگرفته از تبلاگ: سازمان زنان انقلاب اسلامی (مرکزی)

بازديد : 473 بار دسته بندي : دانستنیهای قرآنی نظر دهيد! [ ]


آرزوهای خود را به واقعیت تبدیل کنید





در آیات الهی و ادعیه ای كه از رسول خدا صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار بدست ما رسیده است،توصیه های بسیار گرانبها و طلایی برای رسیدن به اهداف و آرزوها بیان شده است،توصیه هایی كه با عملی كردن آنها سرعت ما در رسیدن به خواسته های خود چندین برابر خواهد شد.

از جمله این ادعیه،دعای روز دهم ماه مبارك رمضان است كه شیخ عباس قمی آن را در كتاب شریف مفاتیح الجنان نقل می كند



توکل

همه انسان ها از روزی كه به بلوغ عقلی و فكری دست پیدا می كنند،برای خود اهداف و آرزوهایی دارند و هر كدام به نحوی برای رسیدن به اهداف خود تلاش می كنند؛ از داشتن یك ماشین گرانقیمت و خانه ای در فلان منطقه شهر گرفته تا رسیدن به یك موقعیت اجتماعی و همچنین رسیدن به یك مقام معنوی از جمله آرزوها و اهدافی است كه افراد برای رسیدن به آن تلاش می كنند.

اما در این میان واقعیتی تلخ وجود دارد و آن اینكه تنها درصد كمی از افراد به آرزوها و اهداف خود دست پیدا می كنند و بقیه تنها در خیال رسیدن به اهداف خود ، روزها را شب و ایام و سال های متوالی را سپری می كنند.

حقیقت این است كه برای رسیدن به اهدافی كه از پیش تعیین كرده اید، نیازمند رعایت قوانینی هستید كه با اجرایی كردن دقیق آنها در مسیر رسیدن به خواسته های خود قرار بگیرید و هیچ فردی بدون رعایت این قوانین به اهداف خود نرسیده است،مگر كسانی كه اهداف شیطانی بر سر داشته و مسلم است كه این آرزوها پایدار نبوده و فنا شدنی است.

در آیات الهی و ادعیه ای كه از رسول خدا صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار بدست ما رسیده است،توصیه های بسیار گرانبها و طلایی برای رسیدن به اهداف و آرزوها بیان شده است،توصیه هایی كه با عملی كردن آنها سرعت ما در رسیدن به خواسته های خود چندین برابر خواهد شد.

از جمله این ادعیه،دعای روز دهم ماه مبارك رمضان است كه شیخ عباس قمی آن را در كتاب شریف مفاتیح الجنان نقل می كند:

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنَ الْمُتَوَکِّلِینَ عَلَیْکَ        

         ای خدا مرا در این روز از آنان که بر تو توکل کنند

وَ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنَ الْفَائِزِینَ لَدَیْکَ                 

           و نزد تو فوز و سعادت یابند قرار ده

وَ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنَ الْمُقَرَّبِینَ إِلَیْکَ                  

         و مرا از آنان که مقربان درگاه تو باشند قرار ده

بِإِحْسَانِکَ یَا غَایَةَ الطَّالِبِین                     

                 به حق احسانت ای منت‌های آرزوی طالبان.

بسیاری از پیامبران و بندگان الهی كه یكی از اركان مهم در رسیدن به اهداف خود را توكل به خداوند متعال قلمداد كرده و هیچ گاه آن را فراموش نمی كردند

در این دعای شریف به یكی از مهمترین قوانین برای تبدیل آرزوهای به واقعیت ،اشاره شده است،قانونی به نام توكل است كه هر قفل بسته ای را در زندگی باز و هر آرزویی را به واقعیت تبدیل می كند،به همین جهت در این دعای شریف می خوانیم كه :

«اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنَ الْمُتَوَکِّلِینَ عَلَیْکَ:ای خدا مرا در این روز از آنان که بر تو توکل کنند قرار بده»

هرچند كه برای رسیدن به اهداف و آرزوهایی كه در سر دارید، عوامل مهمی چون :

1-برنامه ریزی

2-سعی و تلاش

3-و تجربه و تخصص

لازم است اما ، مطالعه صفحات تاریخ نشان می دهد كه افرادی كه به این امور اكتفا كرده اند،در مسیر موفقیت با شكست مواجه شدند و هیچ گاه نتوانستند،اهداف خود را اجرایی كنند،چرا كه این افراد از یك قانون طلایی به نام توكل غافل بودند ، قانونی كه خداوند متعال در آیات الهی آن را در سایه معرفی زندگی برگزیدگان خود برای ما به تصویر می كشد؛ زندگی افرادی كه در برابر مشكلات و سختی ها و در مسیر اهداف و آرزوهای خود هیچ گاه این نسخه طلایی را فراموش نمی كردند و همراه با این كلید موفقیت در مسیر سعادت و خوشبختی قدم بر می داشتند:

از حضرت نوح گرفته كه وقتی با مخالفت های شدید قوم خود مواجه می شد تنها یك جمله بر زبان جاری می كرد:

حضرت نوح علیه السلام

«وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ یَا قَوْمِ إِن كَانَ كَبُرَ عَلَیْكُم مَّقَامِی وَتَذْكِیرِی بِآیَاتِ اللّهِ فَعَلَى اللّهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمِعُواْ أَمْرَكُمْ وَشُرَكَاءكُمْ ثُمَّ لاَ یَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَیْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُواْ إِلَیَّ وَلاَ تُنظِرُونِ: و بر آنها داستان نوح را بخوان، آن گاه كه به قوم خود گفت: اى قوم من، اگر اقامت من (در میان شما، یا قیامم به امر نبوت) و تذكراتم به نشانه‏ هاى خدا بر شما گران است (از این رو قصد كشتن یا تبعید مرا دارید) من بر خدا توكل كردم، پس شما با شریكانتان (بت‏هایى كه پندارید شما را یارى مى‏دهند) در كار خود تصمیم بگیرید تا كارتان بر شما مبهم و پوشیده نباشد، آن گاه كار مرا یكسره كنید و هیچ مهلتم ندهید.»[یونس :71]

تا حضرت یعقوب علیه السلام كه وقتی پسران خود را برای مأموریتی مهم به مصر فرستاد،برای رسیدن به هدف خود فرمود:

«وَقَالَ یَا بَنِیَّ لاَ تَدْخُلُواْ مِن بَابٍ وَاحِدٍ وَادْخُلُواْ مِنْ أَبْوَابٍ مُّتَفَرِّقَةٍ وَمَا أُغْنِی عَنكُم مِّنَ اللّهِ مِن شَیْءٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلّهِ عَلَیْهِ تَوَكَّلْتُ وَعَلَیْهِ فَلْیَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ: و (در بدرقه آنها) گفت: اى پسران من، همگى از یك در (از دروازه‏هاى شهر یا دربار عزیز) وارد نشوید و از درهاى متفرق وارد شوید (تا مورد حسد حسودان یا خطر بد چشمان یا سوء ظن درباریان قرار نگیرید) و من هرگز از شما چیزى را كه از سوى خداست دفع نتوانم كرد فرمان نافذ و حكومت (بر جهان هستى) جز براى خدا نیست، بر او توكل كردم و توكل كنندگان باید تنها بر او توكل كنند.»[یوسف :67]

و بسیاری از پیامبران و بندگان الهی كه یكی از اركان مهم در رسیدن به اهداف خود را توكل به خداوند متعال قلمداد كرده و هیچ گاه آن را فراموش نمی كردند.

در آیات و روایات اسلامی از توكل به عنوان رمزی مهم برای پیروزی در تمام ابعاد زندگی نام برده شده است،رمزی كه با وجود آن تمام مشكلات حل خواهد شد .

خداوند متعال از این رمز مهم در آیات متعددی از قرآن مجید پرده برداشته است:

«الَّذِینَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُواْ لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِیمَاناً وَقَالُواْ حَسْبُنَا اللّهُ وَنِعْمَ الْوَكِیلُ: همان كسانى كه مردم به آنها گفتند كه مردم (مكه) براى (نبرد با) شما اجتماع كرده‏اند، از آنان بترسید، اما (این خبر) بر ایمان آنان افزود و گفتند: خدا ما را كافى است و او خوب وكیلى است.»[ آل‏عمران:  173]

اینكه، توكل رمزی است برای تبدیل رزوهای شما به واقعیت چنانچه امیر مومنان علی علیه السلام فرمودند:«هركه به خدا توكل كند،دشواری ها بر او سان شود و اسباب برای او فراهم شود»

آری داشتن توكل در زندگی سبب می شود كه نه تنها انسان از هیچ مشكلی هراسی نداشته باشد،بلكه در مقابل به جنگ با مشكلات اقدام كند و یقین داشته باشد كه او پیروز نهایی این میدان است .

به استقبال مشكلات رفتن یكی از تكنیك های مهم و اساسی برای پیروزی است، چنانچه لقمان حكیم در توصیه ها و پند های خود به فرزندش به این حقیقت اشاره می كند و می فرماید:

«فرزند عزیزم به خداوند اعتماد كن و آنگاه در میان مردم پرس و جو كن[ببین] آیا كسی هست كه به خدا اعتماد كرده باشد و خداوند او را نجات نداده باشد؟

فرزند عزیزم،به خدا توكل كن و آنگاه در میان مردم پرس و جو كن و ببین كیست كه به خدا توكل كرده و خداوند كفایتش نكرده است.[بحارالانوار،ج71،ص156]

و جمله اخر اینكه،توكل رمزی است برای تبدیل آرزوهای شما به واقعیت چنانچه امیر مومنان علی علیه السلام فرمودند:«هركه به خدا توكل كند،دشواری ها بر او آسان شود و اسباب برای او فراهم شود»[غررالحكم،ح 9028]

دوباره دست به دعا بر می داریم و از خداوند متعال در این روز مسئلت می كنیم كه ای خدا مرا در این روز از آنان که بر تو توکل کنند و نزد تو فوز و سعادت یابند قرار ده و مرا از آنان که مقربان درگاه تو باشند قرار ده به حق احسانت ای منت‌های آرزوی طالبان.

آمین یا رب العالمین

امین ادریسی  

بخش قرآن تبیان


بازديد : 557 بار دسته بندي : دانستنیهای قرآنی نظر دهيد! [ ]


پاسخ قرآن به سوال های یک انسان...


گفتم:خسته‌ام 

فرمودي: لاتقنطوا من رحمة الله

.:: از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/53) ::.

 

گفتم: هیشکی نمی‌دونه تو دلم چی می‌گذره

فرمودي: ان الله یحول بین المرء و قلبه

.:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24) ::.

 

گفتم: غیر از تو کسی رو ندارم

فرمودي: نحن اقرب الیه من حبل الورید

.:: ما از رگ گردن به انسان نزدیک‌تریم (ق/16) ::.

 

گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی!

فرمودي: فاذکرونی اذکرکم

.:: منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152) ::.

 

گفتم: تا کی باید صبر کرد؟

فرمودي: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا

.:: تو چه می‌دونی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/63) ::

 

گفتم: تو بزرگی و نزدیکيت برای منِ کوچیک خیلی دوره! تا اون موقع چیکار کنم؟ 

فرمودي: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله

.:: کارایی که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه (یونس/109) ::.

 

گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچیک... یه اشاره‌ کنی تمومه!

فرمودي: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم

.:: شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.

 

گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل...  اصلا چطور دلت میاد؟  

فرمودي: ان الله بالناس لرئوف رحیم

.:: خدا نسبت به همه‌ی مردم - نسبت به همه - مهربونه (بقره/143) ::.

 

گفتم: دلم گرفته  

فرمودي: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا

.:: (مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا  شاد باشن (یونس/58)::.

 

گفتم: اصلا بی‌خیال! توکلت علی الله  

فرمودي: ان الله یحب المتوکلین

.:: خدا اونایی رو که توکل می‌کنن دوست داره (آل عمران/159) ::.

 

گفتم: خیلی چاکریم!  

ولی این بار، انگار فرمودي: حواست رو خوب جمع کن! یادت باشه که: و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره

.:: بعضی از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت می‌کنن. اگه خیری بهشون برسه، امن و آرامش پیدا می‌کنن و اگه بلایی سرشون بیاد تا امتحان شن، رو گردون میشن. خودشون تو دنیا و آخرت ضرر می‌کنن (حج/11) ::.

 

گفتم:...

دیگه چیزی برای گفتن نداشتم.

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم

فرمودي: فانی قریب

.:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::.

 

گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش می‌شد بهت نزدیک شم

فرمودي: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال

.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::.

 

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!

فرمودي: ألا تحبون ان یغفرالله لکم

.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.

 

گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی

فرمودي: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه

.:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::.

 

گفتم: با این همه گناه... آخه چیکار می‌تونم بکنم؟    

گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده

.:: مگه نمی‌دونید خداست که توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌کنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.

 

گفتم: دیگه روی توبه ندارم

فرمودي: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب

.:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳) ::.

 

گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟ 

فرمودي: ان الله یغفر الذنوب جمیعا

.:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.

 

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟

فرمودي: و من یغفر الذنوب الا الله

.:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

 

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌کنه؛ عاشق می‌شم! ...  توبه می‌کنم

فرمودي: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین

.:: خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.

 

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک    

فرمودي: الیس الله بکاف عبده

.:: خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

 

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار می‌تونم بکنم؟

فرمودي: یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما

.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-

منبع:http://m_dasht.rzb.ir

بازديد : 191 بار دسته بندي : قرآن دانستنیهای قرآنی نظر دهيد! [ ]


2نکته طلایی برای تلاوت قرآن در ماه رمضان



ز سرّ غیب کس آگاه نیست قصه مخوان

کدام محرم دل ره درین حرم دارد

تلاوتهر ساله، با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان جامعه اسلامی ما توجه ویژه ای به قرآن مبذول می دارد. «لکل شیء ربیع و ربیع القرآن شهر رمضان»[1] از تلاوت آیات وحی تا شرکت در جلسات ختم قرآن. رسانه های عمومی هم تلاش می کنند با پخش برنامه های قرآنی در این اقبال فراگیر سهیم شده و با پخش جلسات  و محافل قرآنی شور و نشاط بیشتری را در بین مردم ایجاد نمایند. تمام این برنامه های مذکور خوب و مفید است و امید است که تلاش همه کسانی که به هر نحوی در مسیر قرآن گام بر می دارند، و در خدمت کتاب آسمانی هستند، در درگاه حضرت احدیت مأجور و سبب تقرب باشد.

با این حال همواره جای تامل در کارها وجود دارد و چه بسا ما بتوانیم با آسیب شناسی صحیح از اوقاتی که در محضر قرآن به سر می بریم استفاده بیشتری بنماییم. چه ماه رمضان هایی که گذشت و ما در عین اینکه قرآن خواندیم و احیانا موفق به چند بار ختم کردن کتاب الهی هم شدیم، اما بهره لازم را نبردیم؛ دلمان به نور قرآن روشن نشد و از هدایتش طرفی نبستیم. شیاطین دوباره پس از ماه رمضان به سراغ ما آمدند و غفلت ها و کدورت های باطنی ادامه یافت. چرا؟ آیا تا کنون از خود پرسیدیم که واقعا چرا چنین می شود؟

مشکل اساسی ما اینست که قرآن می خوانیم اما آداب تلاوت را رعایت نمی کنیم. مقصودم آداب تجوید و صوت و لحن نیست که آن نیز در جای خود ارزشمند است، بلکه منظورم آدابی است که رعایت آنها باعث نتیجه بخش شدن تلاوت قرآن می شود. مسلما در این یادداشت کوتاه مجالی برای مطرح ساختن بحث به صورت تفصیلی نیست و لذا به ذکر دو ادب اکتفا می نماییم. یکی بحث تدبّر در قرآن است و دیگری بحث طهارت.

قرآن کریم صریحا می فرماید: «كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَیْكَ مُبَارَكٌ لِّیَدَّبَّرُوا آیَاتِهِ وَلِیَتَذَكَّرَ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ » [2]؛ [این‏] کتابى مبارک است که آن را به سوى تو نازل کرده‏ایم تا در [باره‏] آیات آن بیندیشند، و خردمندان پند گیرند. و نیز می فرماید: « أَفَلَا یَتدبّرونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا » [3] یعنی: آیا به آیات قرآن نمى‏اندیشند؟ یا [مگر] بر دلهایشان قفلهایى نهاده شده است؟

از امام امیرالمۆمنین علیه السلام روایت داریم که می فرمایند: «الا لا خیر فی قرائة لیس فیها تدبّر، الا لا خیر فی عبادة لیس فیها تفقه»[4] ؛ آگاه باشید که هیچ خیری در تلاوتی که در آن تدبّر نباشد نیست؛ آگاه باشید که هیچ خیری در عبادتی که در آن معرفت اندوزی نباشد نیست.

مراقب باشیم که فریب حالات خوشی را که احیانا در هنگام برخورد با آیات الهی به دست می آوریم نخوریم. بدون طهارت روحانی این حالات تداوم نخواهد داشت. این بحث نیازمند توضیحات بیشتری است که در این مختصر نمی گنجد

این یک اصل است که در عبادات باید مورد توجه قرار گیرد. خود حضرت درباره روزه و شب زنده داری غافلانه، فرمایش جالبی دارند که تطبیقی بر اصل مذکور است و با این ایام هم مناسبت دارد. می فرمایند: « کم من صائم لیس له من صیامه الا الجوع و الظمآء و کم من قائم لیس له من قیامه الا السهر و العناء، حبذا نوم الاکیاس و افطارهم! » [5] یعنی: «بسا روزه داری که بهره ای جز گرسنگی و تشنگی از روزه‌داری خود ندارد و بسا شب زنده داری که از شب زنده‌داری چیزی جز رنج و بی خوابی به دست نیاورد! خوشا خواب زیرکان و افطارشان!

 مسلما مراد امام این نیست که زیرکان شب زنده داری نمی کنند و تمام شب را می خوابند و یا اینکه اصلا روزه نمی گیرند، مقصود حضرت مقایسه میان گروهی است که از روی غفلت عبادت می کنند و گروهی که اعمال خود را با توجه و معرفت انجام می دهند. چه بسا زیرکی به قصد قربت الهی استراحت کند و غذا بخورد مثلا به این نیت که توانایی انجام وظایف اسلامی و خدمت به خلق خدا را پیدا کند. اینجاست که استراحت او و غذا خوردن او ارزشمند می شود و بر اساس این روایت شریف از روزه و شب بیداری غافلان برتر می باشد.

نزول

بسیاری از ما متاسفانه  فقط برای ثواب قرآن را می خوانیم و توجه نداریم که هدف از نزول قرآن چیست. از خود نمی پرسیم که اساسا چرا اینقدر ثواب برای تلاوت قرآن وجود دارد؟ چرا اینقدر پیامبر اسلام و اهل بیت ایشان روی تلاوت قرآن تاکید کرده اند؟ از مطالبی که نقل کردیم معلوم می شود که تدبّر در قرآن یکی از آداب مهم برای بهره بردن از نورانیت این گنجینه الهی است.

اما تدبّر چیست. تدبّر عبارتست از اینکه ما دنبال یک چیز را بگیریم. [6]

پیگیر آن باشیم. پیامدها و نتایجش را در نظر بگیریم. تدبّر در قرآن این است که هنگامی که آیات الهی را تلاوت می کنیم ببینیم پیام آنها چیست. ما را به کجا می خواهد برساند. تدبّر قرآن این است که جای خودمان را در بحث قرآن پیدا کنیم و مسیر خود را دنبال کنیم. آیا از ابراریم یا از فجار. آیا از متقین هستیم یا فاسقین.

قرآن به گروهی نوید می دهد و به دسته ای بیم. دسته ای را رحمت می کند و قومی را لعنت. نکند که ما در زمره افرادی باشیم که قرآن می خوانند اما از آن بهره نمی برند. روایت است که چه بسا کسی که قرآن می خواند اما قرآن او را لعنت می کند! «رب تال القرآن و القرآن یلعنه»[7] تدبّر این است که فقط به چهره و ظاهر نگاه نکنیم بلکه به پشت و باطن توجه کنیم.

از امام امیرالمۆمنین علیه السلام روایت داریم که می فرمایند:« الا لا خیر فی قرائة لیس فیها تدبّر، الا لا خیر فی عبادة لیس فیها تفقه» ؛ آگاه باشید که هیچ خیری در تلاوتی که در آن تدبّر نباشد نیست؛ آگاه باشید که هیچ خیری در عبادتی که در آن معرفت اندوزی نباشد نیست

ادب دوم در تلاوت قرآن، مسأله طهارت است. مقصودم داشتن وضو و غسل نیست که البته آنها لازم هستند. بلکه مقصودم تحصیل طهارت باطن است.«إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِیمٌ* فِی كِتَابٍ مَّكْنُونٍ* لَّا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ» ؛ [8]» یعنی: که این [پیام‏] قطعاً قرآنى است ارجمند، در کتابی  کتابی نهفته. که جز پاک شدگان بر آن دست نزنند. طهارت باطنی مراتب و مراحلی دارد که مسلما گام اول برای تحصیل آن ترک گناهان است.« إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ [9]» یعنی: خدا فقط از تقوا پیشگان مى‏پذیرد.

بدون رعایت تقوای الهی، ادعای داشتن طهارت سخنی نا مقبول است و گزاف. مراقب باشیم که فریب حالات خوشی را که احیانا در هنگام برخورد با آیات الهی به دست می آوریم نخوریم. بدون طهارت روحانی این حالات تداوم نخواهد داشت. این بحث نیازمند توضیحات بیشتری است که در این مختصر نمی گنجد.

خدا به همه ما توفیق استفاده از قرآن را مرحمت فرماید. و ما را با قرآن محشور فرماید.

تحصیل عشق و رندی، آسان نمود اول

آخر بسوخت جانم، در کسب این فضائل

گفتم که کی ببخشی، بر جان ناتوانم

گفت آن زمان که نبود جان در میانه حائل

 

و الحمد لله رب العالمین-

 

پی نوشت ها: 

[1]- الکافی2/630 از امام باقر (علیه السلام)

[2] -ص29- ترجمه تمام آیات در این مقاله از مرحوم فولادوند است.

[3] - محمد24

[4] - بحارالانوار92/211

[5] - نهج البلاغه، حکمت145 ترجمه از مرحوم دشتی است.

[6] - مفردات راغب اصفهانی307: التَّدْبِیرُ: التفکر فی دبر الأمور. در مجمع البحرین 3/299می نویسد: لتَّدْبِیرُ فی الأمر: أن تنظر إلى ما یئول إلیه عاقبته. و تدبّر الأمر: التفکر فیه. و الدُّبُر: المخرج دون الألیین. و الفرق بین‏ التدبّر و التفکر- على ما قیل- هو أن‏ التدبّر تصرف القلب بالنظر فی العواقب و التَّفَکر تصرف القلب فی النظر بالدلائل‏

[7] - بحارالانوار89/164 از پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)

[8] - واقعه79-77

[9] - مائده27

سید محمد مهدی رفیع پور        

 مدرس حوزه و دانشگاه          

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

منبع:تبیان

بازديد : 347 بار دسته بندي : قرآن دانستنیهای قرآنی نظر دهيد! [ ]


آیا قرآن تحریف شده است؟!


آیا قرآن تحریف شده است؟!



هیچ کس مدعی نیست در قرآن عبارتی، آیه ای و یا سوره ای اضافه شده است؛ زیرا مورد تحدی قرآن قرار می گیرد و باید ادعای خویش را اثبات کند .



تحریف

در بررسی منابع تاریخی اصل براین است که آن منبع سالم و تحریف نشده است مگر آنکه دلیلی برعدم صحت و سلامت آن ارائه شود. در مورد قرآن نیز این اصل حاکم است یعنی اصل بر آن است که قرآن تحریف نشده مگر دلیلی عرضه شود. اما برخی چنان سخن از تحریف قرآن مطرح می کنند که تحریف و دگرگونی در قرآن را یک اصل مسلم می دانند.

در هر صورت بر اساس اصلی که به آن اشاره شد کسانی که چنین ادعائی دارند باید ادله ی خود را بیان کنند تا مورد نقد و ارزیابی قرار گیرد. در این نوشتار سعی می کنیم به طور مستقل عدم تحریف قرآن را اثبات کنیم.

 

عدم تحریف

اگر چه هیچ مشکلی در اصل نزول قرآن بر پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) وجود ندارد اما آنچه که در حاصل حاضر مورد شک و تردید قرار گرفته آن است که آیا قرآنی که در دست ماست همان قرآن نازل نشده بر پیامبر اسلام است یا اینکه جملات و عبارت هایی از آن کم و زیاد شده است؟

از سوی دیگر هیچ کس معتقد نیست و همچنین مدعی نیست و هیچ سندی نیز وجود ندارد که اثبات کند قرآن نیز مانند سایر کتاب های آسمانی به طور کامل از بین رفته سپس در دوره های بعدی مجددا بازنویسی شده باشد.

بر اساس این مقدمه به بررسی دلائل عدم تحریف می پردازیم:

1- آنچه که در بحث تحریف محل نزاع و اختلاف نظر است بحث کم و زیاد شدن آیات قرآن است. البته مدعیان تحریف قرآن معتقدند که آیات قرآن دچار نقصان شده است یعنی آیاتی از قرآن کم شده و در گذر زمان از بین رفته است و تا عصر کنونی کسی مدعی نشده که در تحریف قرآن عبارتی یا آیه ای به قرآن اضافه شده باشد و از سوی دیگر این افراد معتقدند این نقیصه مربوط به دوره های اولیه اسلام است یعنی زمان رحلت پیامبر (صلی الله علیه وآله) تا زمان خلافت عثمان و تدوین مصحف معروف عثمانی .

هیچ کس مدعی نیست در قرآن عبارتی ، آیه ای و یا سوره ای اضافه شده است ؛ زیرا مورد تحدی قرآن قرار می گیرد و باید ادعای خویش را اثبات کند

پس تمام بحث های موجود در حوزه تحریف یا عدم تحریف قرآن مربوط به این دوره و تحریف و نقصان است و هیچ یک از فرق اسلامی در این موضوع که قرآن های کنونی مصحف عثمانی است تردیدی ندارند اگر چه برخی از مخالفان و معاندان در عصر حاضر به دنبال تشکیک زمان تدوین قرآن هستند و سعی دارند با جعل روایات تاریخی سرگذشتی همچون سرگذشت تورات و انجیل را برای قرآن سرهم کنند. غافل از آنکه اسناد و روایات تاریخی محکم و موثق و مورد تأیید همه فرق اسلامی بر تدوین قرآن در عصر اولیه اسلام یعنی زمان حیات و پس از حیات پیامبر اسلام تا خلیفه سوم و تدوین مصحف عثمانی و حفظ آن تا عصر حاضر شهادت می دهد.

نکته قابل توجه در این دلیل آن است که برفرض پذیرش اینکه قرآن دچار نقصان شده و آیاتی از آن از بین رفته باز همین آیات باقیمانده حق است. حال همین بخشی که حق است در آیاتی از آن آمده است: " إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ "(حجر/9) بی تردید ما این قرآن را به تدریج نازل کردیم و قطعاً نگهبان آن خواهیم بود.

و نیز در آیه دیگری می فرماید: " لَا یَأْتِیهِ الْبَاطِلُ مِن بَیْنِ یَدَیْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنزِیلٌ مِّنْ حَكِیمٍ حَمِیدٍ " (فصلت/42)

براستی آن کتابی ارجمند است که هیچ گونه باطلی نه از پیش رو ونه از پشت سر به سویش نمی آید، فرو فرستاده ای است از جانب خداوند حکیم و ستوده.

پس اگر هر چه در قرآن است حق است در قرآن کنونی این آیات وجود دارد؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت خدا این قرآن را حفظ کرده و از خطر نقصان و تحریف آن را مصون نگه داشته است.

2- همانطور که در دلیل قبلی اشاره شده هیچ کس مدعی نیست در قرآن عبارتی، آیه ای و یا سوره ای اضافه شده است؛ زیرا مورد تحدی قرآن قرار می گیرد و باید ادعای خویش را اثبات کند .1

نزول

در طول این چهارده قرن اگر چه کسانی در مقام تحدی و مبارزه با قرآن پرداختند و آیات و سوره هایی را عرضه کردند تا قرآن را از اعتبار بیندازند اما موفق نشدند. حتی مخالفان قرآن در این عصر نیز با تمام توان خویش به دنبال ضربه زدن به قرآن هستند ، به طوری که دست به آتش زدن، پاره کردن و هر اهانتی که می توانستند زدند تا ارزش و اعتبار قرآن را خدشه دار کنند، اما در این زمینه یعنی اضافه کردن عبارتی و آیه ای به قرآن ناتوان هستند؛ چرا که قرآن در جنبه های مختلف از اعجاز خاصی برخوردار است که از توان هر انسانی خارج است، و هر کسی در این محدوده وارد شود قطعا شکست می خورد.

3- دلیل دیگر برعدم تحریف آن است که همه خصوصیاتی را که قرآن واقعی نازل شده بر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) داراست مانند: هادی و نور بودن، مبین و معارف حقیقی، اوج فصاحت و بلاغت، عدم اختلاف و تعارض در محتوای آن و عدم توانایی هر بشری از آوردن مثل و مانند برای آن در قرآن کنونی موجود در دست ما نیز وجود دارد و اگر این قرآن دچار نقصان و یا زیاده شده بود باید اوصافی را که به اختصار برشمردیم در آن دیده نشود در حالی که کم ترین دگرگونی در این اوصاف رخ نداده است .

در اینجا لازم است بگوییم قرآنی که توسط صحابه در عصر خلفای اول و سوم تدوین شده احتمال می رود نقص های کوچکی در حرکات و حروف آن صورت گرفته باشد به طوری که در مقاله قبلی اشاره ای مختصر بدان شد اما این نقص های جزیی که نامش از عدم عصمت جمع آوری کنندگان آن می باشد هیچ اهمیتی نداشته و به قرآن بودن قرآن کوچکترین لطمه ای وارد نساخته است.

براساس آیات قرآن و تأیید ائمه معصومین و تحدی قرآن و بررسی کیفیت و زمان تدوین قرآن و اوصافی که در قرآن عصر نزول و عصر کنونی وجود دارد باید گفت ادعای تحریف قرآن غیر قابل قبول است

4- روایات بسیاری از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) و ائمه اطهار(علیهم السلام) بر تمسک به قرآن، قرائت و تلاوت قرآن؛ "قرآن را همانند سایر مردم بخوانید، إقرۆا کما قرأ الناس"عرضه مطالب حتی روایات نقل شده از ائمه معصومین قرآن برای دریافت صحت آن گفتار و ... همگی دلیل بر تأیید و تأکید برقرآن موجود می باشد اگر چه از حیث نحوه ی گردآوری و ترتیب سوره ها با قرآنی که حضرت علی (علیه السلام) جمع آوری کردند متفاوت می باشد.

آنچه مسلم است این تفاوت کم ترین خللی در معنای آن ایجاد نکرده است، لذا ائمه اطهار و حضرت علی(علیه السلام) آن قرآن را در اختیار شیعیان قرار ندادند و همه را به سوی قرآن کنونی هدایت کردند.

همه ی این دلایل بیانگر آن است که قرآن موجود همان قرآنی است که بر پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) نازل شده و از حیث محتوا و معنا دچار تغییر و دگرگونی و نقصان زیادی قرار نگرفته است .

 

خلاصه سخن

عده ای معتقدند به قرآن عبارت هایی اضافه یا از آن کم شده است اما تمام دلایل خود را بر کم شدن عبارت های از قرآن متمرکز کرده اند و هیچ کس نتوانسته اثبات کند که به قرآن چیزی اضافه شده است.

در پاسخ به این افراد براساس آیات قرآن و تأیید ائمه معصومین و تحدی قرآن و بررسی کیفیت و زمان تدوین قرآن و اوصافی که در قرآن عصر نزول و عصر کنونی وجود دارد باید گفت ادعای تحریف قرآن غیر قابل قبول است.

 

پی نوشت:

1- تحدی یعنی مبارزه طلبی در اینجا یعنی قرآن همه مردم را در عمه عصرها دعوت به مبارزه می کند و از آنها می خواهد اگر می توانند یک سوره یا ده آیه مانند قرآن بیاورند اگر معتقدید قرآن معجزه نیست.

مریم جعفری

استاد دانشگاه

بخش قرآن تبیان

بازديد : 387 بار دسته بندي : دانستنیهای قرآنی نظر دهيد! [ ]


زینت قرآن چیست؟


زینت قرآن چیست؟

صوت زیبا

انسان به طور فطری و طبیعی زیباپسند است. برای او هر چیزی كه زیبا باشد، تحسین برانگیز است.

یكی از نعمت‌های بزرگ كه خداوند به بعضی از بندگان خود، عنایت فرموده است صدای زیبا است، آواز خوش و صدای نیكو سرآمد تمام زیبایی‌ها است.

پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ در این باره فرموده است: از زیباترین زیبایی‌ها، موی زیبا و نغمه (صدای) زیبا است.[1]

از این جهت خداوند رحمان، این موهبت بزرگ را به انسان‌های برگزیده خود (تمام انبیاء الهی) عنایت فرموده است تا موجب جاذبه بیشتر دعوت آنان گردد.

امام صادق ـ علیه السّلام ـ در حدیثی فرموده است:

خداوند عزیز و بزرگ هیچ پیامبری را مبعوث نكرد مگر این كه صدای خوش و نیكویی داشته است.[2]

حال كه معلوم شد آواز خوش و زیبا یكی از بزرگترین نعمت‌های الهی است هر مسلمانی كه این موهبت را دارد، باید شكر آن را به جا آورد. و مهمترین و بهترین راه برای شکرگزاری این نعمت آن، تلاوت نمودن قرآن با صوت خوش و صدای دلكش است، تا هم خود قاری از آن بهره برد و هم افراد جامعه را با نوای گوش نواز و دل انگیز قرائت قرآن جذب نماید. صدای خوش و صوت زیبا از جمله آداب و شرایط تلاوت قرآن كریم است.

زیبای مطلق، خداوند متعال است. منشأ تمام زیبایی‌ها نیز اوست. به این علّت كلام او هم، زیباترین كلام‌ها است و هیچ گفتاری در زیبایی بسان قرآن نیست، به طوری كه مخالفان سرسخت قرآن نیز به آن اعتراف كرده‌اند. مثلاً (ولید بن مغیره) كه خود از رۆسای قریش و از مخالفان سرسخت اسلام و قرآن بود، و یكی از بزرگترین سخن سرایان عرب آن زمان به حساب می‌آمد، در مورد قرآن چنین می‌گوید:

از محمد سخنی شنیدم كه نه از سنخ سخنان بشر بود و نه از جنس گفتار پریان؛ زیرا شیرینی زائد الوصف و زیبایی خیره كننده‌ای داشت.[3]

 

زیبایی دوچندان قرآن 

اگر قرآن كه آیاتش سراسر زیباست با آواز خوش و زیبای قاریِ ممتاز، همراه گردد زیبایی آن دو چندان می‌شود و بر د‌ل‌ها می‌نشیند.

نیكو خواندن قرآن به اندازه‌ای ارزشمند است كه پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ آن را زینت قرآن نامید، آن جا كه فرمود: به درستی كه صوت و صدای زیبا زینت قرآن است (و به كلام خدا زینت می‌بخشد)[4] در حدیث دیگری فرمود: برای هر چیز زیوری است و زیور قرآن صوت زیبا و صدای خوش است.[5] و نیز فرمود: قرآن را با صداهایتان زینت و آرایش كنید همانا صدای خوب قرآن را زینت می‌بخشد.[6]

علی بن محمد نوفلی از دهمین پیشوای شیعیان جهان، امام هادی ـ علیه السّلام ـ نقل می‌كند، از حكم صدای زیبا سۆال كردم؟ آن حضرت فرمود: «همانا علی بن الحسین ـ علیه السّلام ـ قرآن را با صدای خوش و صوت زیبا می‌خواندند، چه بسا كسانی بر حضرتش می‌گذشتند و از آواز خوش او، بی‌هوش می‌شدند»

تلاوت زیبای امام سجاد ـ علیه السّلام

همان طور که گفته شد ،خداوند متعال این موهبت بزرگ و نعمت عظمای الهی (صوت دل نشین و صدای زیبا را) به اولیای خودش و معصومین عنایت فرموده است. از جمله آنان امام چهارم زین العابدین ـ علیه السّلام ـ بود كه امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود:

«جدّم» علی بن الحسین ـ علیه السّلام ـ خوش آوازترین مردم در خواندن قرآن بود، به طوری كه سقّاهایی كه از كوچه رد می‌شدند، ‌وقتی به در خانه‌اش می‌رسیدند، می‌ایستادند و به تلاوت قرآن آن حضرت گوش می‌دادند.[7]

علی بن محمد نوفلی از دهمین پیشوای شیعیان جهان، امام هادی ـ علیه السّلام ـ نقل می‌كند، از حكم صدای زیبا سۆال كردم؟ آن حضرت فرمود: «همانا علی بن الحسین ـ علیه السّلام ـ قرآن را با صدای خوش و صوت زیبا می‌خواندند، چه بسا كسانی بر حضرتش می‌گذشتند و از آواز خوش او، بی‌هوش می‌شدند.»

اگر امام ـ علیه السّلام ـ مقداری از صدای زیبای خود را آشكار می‌نمود مردم تاب و تحمل آن را نداشتند و بی‌طاقت می‌شدند.

عرض كردم مگر نبود كه رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ با مردم نماز می‌خواند و آوازش را به خواندن نماز بلند می‌كرد.

فرمودند: چرا! امّا رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ به اندازه طاقت و تحمّل مردمی كه پشت سرش ایستاده و اقتدا كرده بودند، آواز خود را بلند می‌فرمود.[8]

علاوه بر امام سجاد ـ علیه السّلام ـ فرزندش امام باقر ـ علیه السّلام ـ نیز در زمان خودش خوش آوازترین مردم در تلاوت قرآن بودند.[9]

 

پی نوشت ها:

[1] . اصول كافی، ج 4، باب «ترتیل القرآن بالصوت الحسن» ص 820، حدیث 8.

[2] . اصول كافی، ج 4، باب «ترتیل القرآن بالصوت الحسن» ص 820، حدیث 8.

[3] . بحار الانوار، ج 18، ص 168.

[4] . بحار الانوار، ج 189، ص 190.

[5] . اصول كافی، ج 4، ص 820، حدیث 9.

[6] . كنزل العمال، خبر 2765.

[7] . اصول كافی، ج4، ص 430، حدیث 11.

[8] . اصول كافی، ج4، ص 419، حدیث 4.

[9] . اصوف كافی، ج4، ص 280، حدیث 11.

 

بخش قرآن تبیان


منبع: پرسمان قرآن

بازديد : 474 بار دسته بندي : دانستنیهای قرآنی نظر دهيد! [ ]


صفات نمازگزاران واقعی از دید قرآن


صفات نمازگزاران واقعی از دید قرآن

مرجع : خبرگزاری مهر
نماز واقعی انسان را از طغيان، حرص، آز و بي طاقتي حفظ می کند و کساني نمازگزار واقعی هستند در باغهاي بهشتي جاي دارند و از هر نظر گرامي داشته مي شوند.
صفات نمازگزاران واقعی از دید قرآن
به گزارش افکارنیوز، خداوند در قرآن مجید در سوره معارج آيات ۲۳ تا ۳۵ مي فرمايد: نمازگزاران نمازها را پيوسته به جا مي آورند. در اموالشان حق معلومي است براي تقاضا كنندگان و محرومان.به روز جزا ايمان دارند از عذاب پروردگارشان بيمناك هستند. دامان خود را از بي عفتي حفظ م كنند.امانتها و عهد خود را رعايت مي كنند. قيام به اداي شهادت حق مي نمايند. بر نماز خود مراقبت دارند.اين افراد در باغهاي بهشتي گرامي اند.

نمازگزاران همواره نمازشان را مي خوانند و بر پا مي دارند و هرگز نماز را ترك نمي كنند. اين نخستين ويژگي آنها است كه ارتباط مستمر با درگاه پروردگار متعال دارند و اين ارتباط از طريق نماز تامين مي گردد. نمازي كه انسان را از فحشا و منكرات باز مي دارد، نمازي كه روح و جان انسان را پرورش مي دهد و او را همواره به ياد خدا مي اندازد يا وا مي دارد. اين توجه مستمر،مانع از غفلت و غرور و فرورفتن در شهوات و اسارت در چنگال شيطان و هواي نفس مي شود.

اصولا هر كارخيري آنگاه در انسان اثر مثبت مي گذارد كه تداوم داشته باشد، پيامبر گرامي اسلام مي فرمايند: "همانا محبوب ترين اعمال در نزد خدا عملي است كه مداومت داشته باشد، گرچه اندك باشد". پس نماز به عنوان بازدارنده از طغيان، حرص، آز و بي طاقتي ذكر شده و به عنوان يكي از فلسفه ها و آثار نماز بيان گرديده است.

با توجه به اين كه گناهان بسياري از ناحيه حرص و ضعف اراده به وجود مي آيد و همچنين با توجه به نقش كنترل كننده و بازدارنده نماز از اين صفات رذيله، نتيجه مي گيريم كه نماز عامل مهمي براي پاكسازي روح از آلودگي ها خواهد بود. البته در صورتي كه مراقب انجام صحيح آن باشيم و همواره به طور مستمر با نماز پيوند برقرار كنيم. چراكه اصولا نماز آنگاه اثر بخش است كه تداوم داشته باشد.

بعد از ذكر نماز، كه بهترين اعمال و بهترين حالات مومنان است، قرآن به دومين ويژگي آنها پرداخته مي فرمايد: آنها كساني هستند كه حق معلومي از اموالشان را براي محرومين قرار داده اند. به اين ترتيب هم ارتباطشان را با خالق حفظ مي كنند و هم پيوندشان را با مخلوق.

تفاوت ميان سائل و محروم اين است كه سائل كسي است كه حاجت خود را مي گويد و تقاضا مي كند و محروم كسي است كه شرم و حيا مانع تقاضاي او مي شود.

خداوند در آيه ۲۶ سوره معارج مي فرمايد: و آنها كه به روز جزا ايمان دارند. مراد از تصديق روز قيامت اين است كه مصلين علاوه بر تصديق قلبی روز جزا عملا هم آن را تصديق مي كنند. به اين معنا سيره زندگيشان سيره كسي است كه معتقد است هر عملي كه انجام دهد به زودي از آن بازخواست و بر طبق آن جزا داده مي شود. حال اين عملي خير باشد و يا شر، اگر خير باشد پاداش نيكو و اگر شر باشد عقابش را خواهد ديد. و تعبير به جمله"يصدقون"دلالت دارد بر اين كه تصديقشان استمرار هم دارد، پس دائما مراقب اند در هر عملي كه مي خواهند انجام دهند خدا را فراموش نكنند و مطابق با رضاي او انجام دهند.

وفاي به عهد و رعايت امانت نيز از اوصاف نماز گزاران است و از مهمترين نشانه هاي ايمان معرفي گرديده است. همچنین نماز واقعي آن است كه انسان را از قيامت هراسناك كند، نماز آن است كه انسان را به ياد معاد وا دارد و ياد معاد هم مانع انجام گناه مي شود.

بدون شك غريزه جنسي از غرايز سركش انسان بوده و سرچشمه بسياري از گناهان است. پس بايد دامان نمازگزار از هر گونه بي عفتي پاك باشد همان طور كه لباس نماز گزار بايد طاهر باشد، روحش هم بايد طاهر باشد.

در پايان، پاداش صاحبان اين او صاف را بيان مي كند و مي فرمايد:كساني كه داراي اين صفاتند،در باغهاي بهشتي جاي دارند و از هر نظر گرامي داشته مي شوند

بازديد : 898 بار دسته بندي : دانستنیهای قرآنی نظر دهيد! [ ]


ثواب تلاوت قرآن


پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در فضیلت قرائت قرآن در منزل فرموده‌اند: خانه‌های خود را به تلاوت قرآن روشن کنید و آنها را گورستان نکنید. چنانچه یهود و نصاری کردند، در کلیساها و عبادتگاه‌های خود نماز کنند، ولی خانه‌های خویش را معطل گذارند زیرا که هر گاه در خانه تلاوت قرآن بسیار شد، خیر و برکتش زیاد شود و اهل آن به وسعت رسند و آن خانه برای اهل آسمان درخشندگی دارد چنانچه ستارگان آسمان برای اهل زمین می‌درخشند.»[1]
امام صادق ـ علیه السّلام ـ نیز فرمودند: «خانه‌ای که در آن شخص مسلمانی قرآن می‌خواند، اهل آسمان آن خانه را بنگرند چنانچه اهل دنیا ستاره درخشان را در آسمان بنگرند.»نیز فرموده‌اند:
حضرت علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: خانه‌ای که در آن قرآن خوانده شود و ذکر خدای ـ عزّوجلّ ـ در آن بشود، برکتش بسیار شود و فرشتگان در آن بیایند و شیاطین از آن دور شوند و برای اهل آسمان می‌درخشند چنانچه ستارگان برای اهل زمین می‌درخشند و خانه‌ای که در آن قرآن خوانده نشود، و ذکر خدای ـ عزّوجلّ ـ در آن نشود، برکتش کم شود و فرشتگان از آن دور شوند و شیاطین در آن حاضر گردند.»
[2]
امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند: «هر که قرآن را از روی آن بخواند از دیدگان خود بهره‌مند شود و سبب سبک شدن عذاب پدر و مادرش گردد اگر چه آنها کافر باشند. هر آینه من خوش دارم در خانه قرآنی باشد که خدای ـ عزّوجلّ ـ به آن سبب شیطان‌ها را از آن خانه دور کند. سه چیز است که به درگاه خدای ـ عزّوجلّ ـ شکایت کند، مسجد ویرانی که اهلش در آن نماز نخوانند و دانشمند و عالمی که میان نادان‌ها و جاهلان باشد و قرآنی که گرد به آن نشسته و کسی آن را نخواند.»
[3]
از رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ منقول است که: «به امت من کمتر از سه چیز داده نشده: زیبایی، آواز خوش و حافظه. از جمله زیباترین زیبایی‌ها موی زیبا و نغمه آواز خوش است. هر چیزی زینتی دارد و زینت قرآن آواز خوش است.»
[4]
از امام صادق ـ علیه السّلام ـ نقل شده است که: «رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: مرد عجمی (غیر عرب) از امت من قرآن را عجمی می‌خواند (یعنی مراعات تجوید و محسنات قرائت را نمی‌کند یا اعراب آن را غلط می‌خواند) و فرشتگان آن را به عربی صحیح بالا می‌برند.»
[5]
پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: «اگر می‌خواهید با خدا سخن بگویید پس قرآن بخوانید.»
[6]
همچنین آن بزرگوار فرموده‌اند: «قلب‌ها نیز مانند آهن زنگار می‌گیرد. سؤال شد با چه چیزی زنگار را باید زدود؟ فرمود: خواندن قرآن.»
[7]
حضرت علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: «ظاهر قرآن دلنواز و مسرت‌خیز و باطنش عمیق است.»
[8]
و رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در فضیلت قرائت قرآن چنین فرموده است: «قرآن بخوانید، زیرا خواندن آن گناهان را می‌شوید و سدی در برابر آتش می‌گردد و مانع عذاب می‌شود. از خواندن قرآن غفلت نکن، زیرا لب را زنده می‌کند و از گناه، تو را باز می‌دارد. کسی که قرآن می‌خواند در درجات نبوت قرار گرفته غیر از آن‌که، به او وحی نمی‌شود.»
[9]
رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در پاداش خواندن قرآن مجید، مطالب زیر را مطرح نموده‌اند: «بهترین شما آن کسی است که قرآن را فراگیرد و به دیگران هم بیاموزد. بهترین عبادات، خواندن قرآن است. و شریف‌ترین کسان از امت من کسی است که حامل قرآن باشد و اصحاب شب بیداری و قرائت قرآن در نمیه دوم شب. هیچ پدری نیست که فرزند خود را قرآن بیاموزد مگر این‌که خدای بزرگ روز قیامت، تاج کرامت بر سر پدر و مادر او گذارد و لباس بر آنان بپوشاند. لباسی که در دنیا، مردم مثلش را ندیده باشند. هر کس به قرآن خواندن مشغول و به یاد من باشد، هر چه سؤال کند، بهترین آن چه به سائلین اعطاء می‌شود به او عطا خواهد شد. برای شیطان هیچ چیز شدیدتر از قرائت قرآن نیست که قاری قرآن و ناظر به کلام خدا که از روی قرآن قرائت نماید، شیطان از او فرار می‌نماید.»
[10]
رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ به سلمان سفارشی نمود: «سلمان به خواندن هر آیه از قرآن، خداوند ثواب صد شهید می فرمود و به خواندن هر سوره ثواب پیغمر مرسلی که تبلیغ رسالت کرده باشد و به قاریان قرآن، رحمت خود را نازل و متوجه می‌سازد. فرشتگان ملاء اعلا برای خوانندگان قرآن طلب آمرزش می‌کنند و بهشت، مشتاق لقای آنان است و خدای عالم که قرآن کلام و سخن اوست از قاریان کتاب راضی و خشنود می‌گردد مؤمن وقتی قرآن بخواند، خداوند به او نظر محبت و مودّت می‌فرماید و به تعداد هر آیه که بخواند هزار حوریه برای او می‌آفریند و به شماره حروف قرآن، نوری خلق می‌کند که در صراط او را راهنمایی نماید و چون مؤمن قرآن را ختم کند، خداوند ثواب سیصد و سیزده پیغمبر به او عنایت می فرماید که هر پیغمبر، احکام الهی را به مردم عصر خود رسانده باشند و این همان محتوای قرآن است. خواننده قرآن مانند کسی است که همه کتب و صحایف الهی را که بر انبیاء نازل شده است خوانده باشد. بهترین اعمال، خواندن قرآن کریم است.
خداوند به پاداش هر سوره که قرائت کند یک شهر در بهشت فردوس به او عنایت فرماید و هر شهری از درّ خضراء سبز رنگ است و در هر مدینه هزار خانه است و در هر خانه هزار حجره است و در هر حجره هزار خانه از نور بنا شده و در هر بیتی صد هزار در ورودی دارد و در هر بابی هزار در رحمت است و بر هر بابی صدهزار دربان است که به دست دربانی هدیه‌ای رنگارنگ است و بر سر هر یک از انان عمامه‌ای از استبرق است که بهتر از دنیا و آنچه در آن است؛ می‌باشد و در هر خانه صدهزار دکان است و هر دکان از عنبر ساخته شده و فاصله هر دکانی به فاصله شرق تا غرب عالم دنیاست و بالای هر دکانی صدهزار سریر نصب شده و در هر سریری صدهزار فراش است و فاصله هر فراشی تا فراش دیگر صدهزار زراع است و بالای هر فراشی حلقه‌های حورالعین صف دایره‌ای بسته‌اند و به دست هر فرشته و حورالعین هدیه‌ای است و لباس آنان حُلّه‌ای است که ساقهای آنان از آن نمایان است و بر سر آنان تاجی از عنبر مکلل به در و یاقوت است و بر هر تاجی شصت هزار رشته از مشک و غالیه در آن تعبیه شده و در گوش هر یک از آنان، گوشواره‌ها و گردن بندهاست که هزار رشته دارد از طلا و جواهر و در سر هر یک از آنان هزار رنگ جواهر است که هیچ یک شبیه به دیگری نیست و بین هر یک حوریه و بین هر حوریه هزار خادم است که به دست هر خادمی هزار کاسه طلایی از شراب بهشتی و هزار مائده، در هر مائده هزار کاسه غذای ملوّن و مکیّف و هزار ظرف شراب که هیچ یک به دیگری شبیه نیست و هر یک از مواد غذایی و شرابی، لذتی دارد که در هیچ یک دیگر چنان لذّتی نیست و در هر یک لقمه و شرعه صد هزار لذت است که ولیّ خدا در می‌یابد و این همه مخصوص صاحبان و قاریان قرآن است.»
[11]

[1] . همان.
[2] . اصول کافی، ص 414 ـ 424.
[3] . همان.
[4] . همان.
[5] . همان.
[6] . کنزالعرفان، حدیث 2258.
[7] . کنزالعرفان، حدیثهای 2241، 32، 40، 2441، 2347.
[8] . غررالحکم، ص 240، فصل نهم.
[9] . کنزالعرفان، حدیثهای 2241، 32، 40، 2441، 2347.
[10] . وسائل‌الشیعه، ـ عزّوجلّ ـ 4، ص 835 ـ 825.
[11] . جامع الاخبار، ص 113، حدیث 197/1.

التماس دعا

vaghefi.parsiblog.com

بازديد : 540 بار دسته بندي : دانستنیهای قرآنی نظر دهيد! [ ]


۱۱ نکته روانشناسی در قرآن کریم


۱۱ نکته روانشناسی در قرآن کریم
علیرضا مزروعی
روانشناسی در قرآن کریم

۱- از دیدگاه قرآن، سه نوع شخصیت اساسی وجود دارد؛ مؤمن، کافر و منافق؛( آیات ۲ تا ۲۰ سوره بقره )

۲- شخصیت‏های مؤمن، خود دارای سه درجه شخصیتی می‏باشند؛ آنان که به خود ظلم می‏کنند، آنان که میانه رو هستند و آنان که پیشتازانند؛ ( فاطر/ ۳۲ )

۳- مشخصه بارز شخصیت کافر آن است که دل و اندیشه‏اش را قفل کرده است و راهی برای نفوذ هیچ حرف تازه و اندیشه متفاوتی نگذاشته است و به همین دلیل، از درک حقایق عاجز است.

۴- خصوصیت ‏بارز شخصیت منافق از دیدگاه قرآن، دوگانگی ریشه‏ای در ظاهر و باطن است؛ به همین دلیل، مبتلا به شک و تردید و عدم قدرت تصمیم‏گیری و ناتوانی در قضاوت می‏شود؛ ( بقره و ۸ تا ۲۰ منافقون )

۵- در قرآن کریم، در آیات فراوانی از اندوه، علل ایجاد کننده آن و راه‏های برطرف ساختن آن سخن رفته است . گاهی اندوه فراق را با دیدار و گاهی اندوه فقر را با بشارت و گاهی اندوه رسول خدا (ص) را به دلداری حضرت حق، درمان نموده است.

۶- در دیدگاه قرآن، ترس دو نوع است؛ ترس پسندیده و ترس ناپسند؛ ترس پسندیده، همان ترس از خداوند و عدالت اوست که منجر به اصلاح رفتار می‏شود؛ (انفال/۲) و ترس ناپسند، اضطرابی شدید با علت مشخصی است که تسلط بر نفس را از بین می‏برد و باید با آن مبارزه شود؛ ( احزاب/۱۰ و ۱۱ )

۷- از نظر قرآن دو نوع خشم وجود دارد؛ خشم مفید و متعادل و خشم مخرب و نابهنجار؛خشم متعادل، راهی برای رسیدن به هدف در مواقع لزوم است و خشم مخرب را باید درمان کرد . قرآن کریم با توصیه به صبر و پاسخ گویی با عمل نیک و با وعده بهشت و پاداش اخروی، به وسیله سفارش به بخشش و عفو، یادآوری قدرت و خشم خداوند و … به درمان بیماری سلامتی سوز خشم و عصبانیت پرداخته است.

که به ترتیب در سوره شوری آیه۴۳، فصلت آیه‏۳۴، آل عمران آیات ۱۳۳ و ۱۴۳، شوری آیات ۳۶ و ۳۷ ، و نور آیه ۲۲ بیان شده است .

۸- در قرآن به سه نوع از مکانیسم‏های دفاعی – روانی اشاره شده است که عبارتند از: فرافکنی ( منافقون/۴ )، دلیل تراشی ( بقره/۱۱ و ۱۲ ) و واکنش سازی ( بقره/۲۰۴ و ۲۰۵ و منافقون/۴ )

۹- در فرهنگ قرآن یکی از راه‏های مؤثر و اساسی روان درمانی، استفاده از مواعظ و اندرزهای قرآنی است( یونس/۵۷ )

۱۰- در روش روان درمانی قرآنی، ایمان، تولید امنیت درونی و آرامش می‏نماید؛ ( انعام/۸۲ و رعد/۲۸ )

۱۱- یاد خدا، آرام بخش دلهاست؛( رعد/۲۸ )

www.tadabbor.org

بازديد : 209 بار دسته بندي : دانستنیهای قرآنی اعجاز قران نظر دهيد! [ ]


قرآن شناسی




 

بازديد : 243 بار دسته بندي : قرآن دانستنیهای قرآنی نظر دهيد! [ ]


دانستنی‍های قرآن


دانستنی‍های قرآن

مرآت:آیا می دانید .... قرآن دارای 114 سوره است.

آیا می دانید ....قرآن دارای  6236  آیه است.

آیا می دانید ....قرآن 114 بسم الله الرحمن الرحیم دارد.

آیا می دانید ....قرآن دارای 120 حزب می باشد.

آیا می دانید ....قرآن 30 جز  دارد.

آیا می دانید ....بزرگترین سوره قرآن بقره است.

آیا می دانید ....كوچكترین سوره قرآن كوثر می باشد.

آیا می دانید ....بهترین آیه،  آیه الكرسی است.

آیا می دانید ....آیه  282 سوره بقره بزرگترین آیه قرآن است.

آیا می دانید ....عظیم ترین آیات  بسم الله الرحمن الرحیم می باشد.

آیا می دانید ....كوچكترین آیه قرآن  مدها متان  در سوره الرحمن  است.

آیا می دانید ....بهترین شب در قرآن  شب قدر است.

آیا می دانید ....بهترین ماه  در قرآن ماه رمضان  است.

آیا می دانید ....بهترین سوره قرآن  یس است.

آیا می دانید ....سوره حمد  به مادر قرآن معروف است.

آیا می دانید ....سوره فجر به سوره امام حسین (ع)  معروف است.

آیا می دانید ....بهترین خوردنی كه در قرآن ذكر شده عسل میباشد.

آیا می دانید ....بهترین نوشیدنی كه در قرآن به آن اشاره شده است شیر می باشد.

آیا می دانید ....در قرآن مجید پانزده آیه سجده دار وجود دارد که بعد از شنیدن یا خواندن چهار آیه آن سجده واجب می شود وباید سجده کرد، یازده آیه دیگر سجده مستحبی است،یعنی اگر سجده نکنی هم اشکالی ندارد.
سجده های واجب
1- آیه 15 سوره سجده (الجُرُزْ و یا اَلْمَضاجِعْ)
2- آیه 37 سوره فصلت
3- آخرین آیه سوره نَجم
4- آخرین آیه سوره عَلَقْ.

عرش نیوز

بازديد : 1176 بار دسته بندي : دانستنیهای قرآنی نظر دهيد! [ ]


چرا خداوند قرآن را به زبان عربی نازل کرد؟


چرا خداوند قرآن را به زبان عربی نازل کرد؟


زبان عربی برای ترجمه زبان وحی جامع ترین و کاملترین زبان است که می تواند ریزه کاری های کلام وحی را بازگو کند، و همه، آن را درک کنند و به دنبال آن عمل نمایند.


به گزارش نامه به نقل از افکار، هدف از آمدن قرآن درک و فهم مفاهیم آن است و به خاطر همین امر، قرآن به زبان عربی آمده است چه اینکه زبان عربی برای ترجمه زبان وحی جامع ترین و کاملترین زبان است که می تواند ریزه کاری های کلام وحی را بازگو کند، و همه، آن را درک کنند و به دنبال آن عمل نمایند.

خداوند متعال می فرماید: انا انزلنا قرآنا عربیا لعلکم تعقلون؛ ما آن -قرآن- را به عربی نازل کردیم تا شما تعقل کنید.(یوسف/۲)

اگر قرآن کریم قابل فهم باشد که هست؛ در تعقل و تفکر انسان بازتابی موثر دارد و اگر قرآن به زبان عربی آمده است به خاطر قابل فهم بودن آن برای مردمان عرب که اسلام در آن منطقه ظهور کرد، و هم قابل ترجمه بودن به زبانهای مختلف و رسا بودن زبان عربی در جهت بیان مطلب است، و اگر چنانچه انسان بفهمد و درک کند در رشد عقلی او تأثیر خواهد داشت

منبع:نامه نیوز.

بازديد : 376 بار دسته بندي : دانستنیهای قرآنی نظر دهيد! [ ]


رنگ ها در قرآن


. رگ: « وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ » (ق / 16) و ما از رگ گردنش به او نزدیكتریم.
2. ریش: « لا تَأْخُذْ بِلِحْیَتِی » (طه / 94) ریش مرا مگیر.
3. موی پیشانی: «ناصیهٍ كاذبهٍ خاطئهٍ» (علق / 16) (همان) موی پیشانی دروغزن گناه پیشه را .
4. چشم: « وَ الْعَیْنَ بِالْعَیْنِ » (مائده / 45) و چشم در برابر چشم.
5. بینی: « وَ الْأَنْفَ بِالْأَنْفِ " (مائده / 45) و بینی در برابر بینی .
6. گوش: « وَ الْأُذُنَ بِالْأُذُنِ " (مائده / 45) و گوش در برابر گوش.
7. زبان و لب: « وَ لِساناً وَ شَفَتَیْنِ " (بلد / 9) و یك زبان و دو لب.
8. دندان: « وَ السِّنَّ بِالسِّنِّ " (مائده / 45) و دندان دربرابر دندان.
9. چانه: « إِنَّا جَعَلْنا فِی أَعْناقِهِمْ أَغْلالاً فَهِیَ إِلَی الْأَذْقانِ فَهُمْ مُقْمَحُونَ » (یس / 8) ما درگردنهای آنان غلهایی قرار دادیم كه تا چانه‌ها ادامه دارد و سرهای آنان را به بالا داشته است.
10. گردن: « وَ كُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ فِی عُنُقِهِ» (اسرا / 13) وهرانسانی،اعمالش رابرگردنش آویخته‌ایم.
11. رحم: « أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَیْهِ أَرْحامُ الْأُنْثَیَیْنِ » (انعام / 143) یا آنچه شكم ماده‌ها در برگرفته؟
12. روده: « وَ سُقُوا ماءً حَمِیماً فَقَطَّعَ أَمْعاءَهُمْ » (محمد / 15) و آبی جوشان به خوردشان داده می شود (تا) روده‌هایشان را از هم فروپاشد.
13. پوست: « كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً » (نساء / 56) هر گاه پوستهای تنشان (در آن) بریان گردد (و بسوزد) پوستهای دیگری به جای آن قرار می‌دهیم.
14. حنجره: « إِذِ الْقُلُوبُ لَدَی الْحَناجِرِ » (غافر / 18) آنگاه كه جانها به گلو گاه می‌رسد.
15. خون: « نُسْقِیكُمْ مِمَّا فِی بُطُونِهِ مِنْ بَیْنِ فَرْثٍ وَ دَمٍ لَبَناً خالِصاً سائِغاً لِلشَّارِبِینَ » (نحل / 66) ازدرون شكم آنها، از میان غذاهای هضم شده و خون، شیرخالص وگوارا به شما می‌نوشانیم.
16. سر: « فَتَأْكُلُ الطَّیْرُ مِنْ رَأْسِهِ» (یوسف / 41) و پرندگان از سر او می‌خورند.
17. گوشت: « ثُمَّ نَكْسُوها لَحْماً » (بقره / 259) و گوشت بر آن می‌پوشانیم.
18. پا: « أَ لَهُمْ أَرْجُلٌ یَمْشُونَ بِها » (اعراف / 195) آیا (آنها حداقل همانند خود شما) پاهای دارند كه با آن راه بروند؟)
19. دست : « أَمْ لَهُمْ أَیْدٍ یَبْطِشُونَ بِها » (اعراف / 195) یا دستهایی دارند كه با آن چیزی بگیرند (و كاری انجام دهند؟)
20. انگشت: « جَعَلُوا أَصابِعَهُمْ فِی آذانِهِمْ » (نوح / 7) انگشتان خویش را در گوشهایشان قرار داده.
21. دهان: « وَ لا لِ‏آبائِهِمْ كَبُرَتْ كَلِمَهً تَخْرُجُ مِنْ أَفْواهِهِمْ » (كهف / 5) و نه پدرانشان سخن بزرگی را دهانشان خارج می‌شود.
22. شكم: « وَ اللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ » (نحل / 78) و خداوند شما را از شكم مادرانتان خارج نمود.
23. حلقوم: « فَلَوْ لا إِذا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ » (واقعه / 83) پس چرا هنگامی كه جان به گلوگاه می‌رسد (توانایی بازگرداندن آن را ندارید؟)
24. استخوان: « أَ یَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظامَهُ » (قیامت / 3) آیا انسان می‌پندارد كه هرگز استخوانهای او را جمع نخواهیم كرد؟
25. صورت: « فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ » (مائده / 6) پس بشوئید صورتهای خود را.
26. مفصل: « وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَی الْكَعْبَیْنِ » (مائده / 6) و پاهای خود را تا مفصل(برامدگی پشت پا) مسح كنید.
27. پشت: « یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ » (طارق / 7) از میان صلب پدر و سینه مادر بیرون آمده است.
28. تن: « فَالْیَوْمَ نُنَجِّیكَ بِبَدَنِكَ » (یونس / 92) پس ما امروز بدنت را به ساحل نجات می‌رسانیم.
29. سرانگشت: « وَ اضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنانٍ » ( انفال / 120) تا همه انگشتشان قطع كنید.
30. عورت: « لِیُرِیَهُما سَوْآتِهِما » (اعراف / 7) و قبایح آنان را در نظر انسان پدید آورد.
31. سینه: « أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ » (شرح / 1) ای رسول گرامی آیا تو را شرح صدر عطا نكردیم.
32. پاره گوشت: « فَخَلَقْنَا الْمُضْغَهَ عِظاماً » (مؤمنون / 14) آن گوشت پاره را استخوان پوشانیدیم.
33. رگ: « وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ » (ق / 16) از رگ گردن به او نزدیكتریم.
34. شاه رگ: « ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِینَ » (حاقه / 46) و شاه‌رگ او را قطع می‌كردیم.
35. بازو: « قالَ سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِیكَ » (قصص / 35) به همدستی برادرت هارون بازوریت را قوی گردانیم

منبع:http://www.andisheqom.com

بازديد : 377 بار دسته بندي : دانستنیهای قرآنی نظر دهيد! [ ]


گیاهان در قرآن


گیاهان در قرآن 1. كدو: « وَ أَنْبَتْنا عَلَیْهِ شَجَرَهً مِنْ یَقْطِینٍ » (صافات / 146) و بوته كدویی بر او رویاندیم .
2. سبزیجات: « فَادْعُ لَنا رَبَّكَ یُخْرِجْ لَنا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ مِنْ بَقْلِها » (بقره / 61) از خدای خود بخواه كه از انچه زمین می‌رویاند از سبزیجات.
3. خیار: « وَ قِثَّائِها » (بقره / 61) و خیار.
4. سیر: « وَ فُومِها » (بقره / 61) و سیر.
5. عدس: « وَ عَدَسِها » (بقره / 61) و عدس.
6. پیاز: « وَ بَصَلِها »(بقره / 61) و پیاز.
7. انگور: « أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّهٌ مِنْ نَخِیلٍ وَ عِنَبٍ» (اسراء / 91) یا باغی از نخل وانگور از ان تو باشد.
8. دانه: « وَ نَزَّلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبارَكاً فَأَنْبَتْنا بِهِ جَنَّاتٍ وَ حَبَّ الْحَصِیدِ » (ق / 9) و از آسمان، آبی پر بركت نازل كردیم، و به بوسیله آن باغها و دانه‌هایی راكه درو می‌كند رویاندیم.
9. انار: « فِیهِما فاكِهَهٌ وَ نَخْلٌ وَ رُمَّانٌ » (رحمان / 68) در آن میوه‌های فراوان و درخت خرما واناراست.
10. موز: « وَ طَلْحٍ مَنْضُودٍ» (واقعه / 29) و موزی كه میوه‌هایش روی هم چیده شده.
11. خرما: « وَ هُزِّی إِلَیْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَهِ تُساقِطْ عَلَیْكِ رُطَباً جَنِیًّا » (مریم / 25) و تنه درخت را سوی خود تكان بده كه خرمای تازه بر تو بیفكند.
12. خوشه گندم: « فِی كُلِّ سُنْبُلَهٍ مِائَهُ حَبَّهٍ» (بقره / 261) در هر خوشه،یكصد دانه باشد.
13. میوه: « فِیهِما فاكِهَهٌ» (رحمان / 68) در انها میوه‌های فراوان است.
14. برگ درخت: « وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَهٍ إِلاَّ یَعْلَمُها » (انعام / 59) هیچ برگی (از درختی) نمی‌افتد،مگر اینكه (خدا) از ان آگاه است.
15. درخت: « وَ مِنْهُ شَجَرٌ فِیهِ تُسِیمُونَ » (نحل / 10) و(همچنین) گیاهان و درختانی كه حیوانات خود را در آن به چرا می‌برید،نیز از آن است.
16. درخت خرما: « وَ زُرُوعٍ وَ نَخْلٍ طَلْعُها هَضِیمٌ » (شعراء / 148) در این زراعتها و نخلهایی كه میوه‌هایش شیرین و رسیده ‌است.
17. گیاهان: « فَأَخْرَجْنا بِهِ نَباتَ كُلِّ شَیْ‏ءٍ» (انعام / 99) و بوسیله آن (آب) گیاهان گوناگون رویاندیم.
18. درخت سدر: « مِنْ سِدْرٍ قَلِیلٍ » (سباء / 16) و اندكی درخت سدر.
19. میوه تلخ: « أُكُلٍ خَمْطٍ » (سباء/ 16) درختانش تلخ و ترش و بدطعم.
20. درخت گز (شوره): « وَ أَثْلٍ »( سباء / 16) و شوره گز.
21. برگ خشك: « وَ الْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ» (الرحمن / 12) و دانه‌هایی كه همراه با ساقه و برگی است كه به صورت كاه در می‌آید.
22. هسته خرما: « إِنَّ اللَّهَ فالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوی » (انعام / 95) خداوند شكافنده دانه و هسته خرما است.
23. درختی در جهنم: « إِنَّ شَجَرَهَ الزَّقُّومِ » (دخان / 43) همانا درخت زقوم جهنم.
24. خار خشك تلخ و بدبو: « لَیْسَ لَهُمْ طَعامٌ إِلاَّ مِنْ ضَرِیعٍ » (غاشیه / 6) غذایی جزء ضریع (خار خشك تلخ و بدبو) ندارند.
25. گیاه بی‌ساقه: « وَ النَّجْمُ وَ الشَّجَرُ یَسْجُدانِ » (الرحمن / 6) گیاه و درخت برای او سجده می‌كنند.
26. درختای كه سقفی و عرشی می‌خواهند: « وَ هُوَ الَّذِی أَنْشَأَ جَنَّاتٍ مَعْرُوشاتٍ » (انعام / 141) اوست كه باغهای معروش (باغهایی كه درختانش روی داربست‌ها قرار دارد) را آفرید.

منبع:http://www.andisheqom.com

بازديد : 461 بار دسته بندي : دانستنیهای قرآنی نظر دهيد! [ ]


زمان ها در قرآن


زمان ها در قرآن

1. صبح: « وَ الصُّبْحِ إِذا تَنَفَّسَ » (تكویر / 18) قسم به صبح ،هنگامی كه تنفس كند.
2. شب: « وَ اللَّیْلِ إِذا عَسْعَسَ » (تكویر / 17) وقسم به شب،هنگامی كه پشت كند و به آخر رسد.
3. شامگاهان: « فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْكَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ » (نور / 37) درخانه هایی كه خدا رخصت داده كه(قدر و منزلت) آنها رفعت یابد ونامش در آنها یاد شود. در آن (خانه) ها هر بامداد و شامگاه او را نیایش می‌كنند.
4. بامداد: « إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُوداً » (اسراء / 78) همانا قرآن فجر (نماز صبح)، مشهود (فرشتگان شب وروز) است.
5. سال: « فَإِنَّها مُحَرَّمَهٌ عَلَیْهِمْ أَرْبَعِینَ سَنَهً » (مائده / 26) خداوند (به موسی) فرمود: این سرزمین (مقدس) چهل سال بر آنها ممنوع است.
6. ماه: « شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ » (بقره / 185) ماه رمضان (همان ماه) است كه در آن، قرآن فرو فرستاده شده است.
7. جمعه: « إِذا نُودِیَ لِلصَّلاهِ مِنْ یَوْمِ الْجُمُعَهِ » (جمعه / 9) هنگامی كه برای نمازروزجمعه اذان گفته شود .
8. شنبه: « وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِینَ اعْتَدَوْا مِنْكُمْ فِی السَّبْتِ » (بقره / 65) به طور قطع از حال كسانی از شما ، كه در روز شنبه نافرمانی و گناه كردند، آگاه شده‌اید .
9. عصر، بعد از ظهر: « وَ الْعَصْرِ » (عصر / 1) قسم به عصر و بعداز ظهر.
10. طلوع: « وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ » (ق / 39) و پیش از طلوع آفتاب تسبیح و حمد پروردگارت را بجاآور.
11. غروب: « وَ قَبْلَ الْغُرُوبِ » (ق / 39) و پیش از غروب آفتاب.
12. وقت زوال: « أَقِمِ الصَّلاهَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلی غَسَقِ اللَّیْلِ » (اسراء / 78) نماز را وقت زوال آفتاب تا اول تاریكی شب بیاد آر.
13. چاشگاه: « أَ وَ أَمِنَ أَهْلُ الْقُری أَنْ یَأْتِیَهُمْ بَأْسُنا ضُحًی وَ هُمْ یَلْعَبُونَ » (اعراف / 98) آیا اهل شهر و دیار از آن ایمنند كه به روز كه سرگرم بازیچه دنیا هستند عذاب ما آنان را فرا رسد.
14. سپیده دم: « قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ » (فلق / 1) بگو من پناه می‌جویم به خدای فروزنده صبح روشن.
15. ماه‌های حرام (ذی قعده، ذی‌حجه، محرم، رجب): « فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ » (توبه / 5) پس از آن كه ماه‌های حرام درگذشت.
16. سرخی مغرب: « فَلا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ » (انشقاق / 16) قسم به شفق (هنگام نماز مغرب).
17. شبانگاه: « وَ جاؤُ أَباهُمْ عِشاءً یَبْكُونَ » (یوسف / 16) و برادران شبانه با چشم گریان به نزد پدر بازگشتند.
18. شب تاریك: « وَ مِنْ شَرِّ غاسِقٍ إِذا وَقَبَ » (فلق / 3) و از شر شب تاریك هنگامی كه درآید.
19. فردا: « أَرْسِلْهُ مَعَنا غَداً » (یوسف / 12) او را فردا با ما به صحرا فرست.
20. روز: « تُولِجُ النَّهارَ فِی اللَّیْلِ » (آل عمران / 27) روز را در شب ناپدید گردانی.

منبع:http://www.andisheqom.com

بازديد : 297 بار دسته بندي : دانستنیهای قرآنی نظر دهيد! [ ]


علوم قرآن كدامند؟


علوم قرآن كدامند؟ بعضی از علوم هستند كه برای بعضی دیگر از علوم جنبه مقدمه‌ای دارند به این معنی كه برای فهم آن یا علم دیگر باید این مقدمه را طی كرد تا بتوان آن علم را طی كرد، از جمله علوم مقدمی علوم قرآن است كه برای درك و فهم قرآن مجید آموختن آن ضروری و لازم است.
پس بنابراین علوم قرآن عبارت است از مجموعه علومی كه برای فهمیدن و شناخت هرچه بیشتر و دقیق تر قرآن ،آموختن آن لازم است. لذا برای هر مفسر و محقق قرآنی شناخت این علوم لازم است، ما دربحث‌های آینده به بعضی از علوم قرآن اشاره می‌كنیم.
برخی از این علوم قرآن عبارتند از:تاریخ قرآن، وحی و نزول قرآن، اعجاز قرآن، محکم و متشابه،عدم تحریف قرآن، تدوین قرآن، نص قرآن، ، اسامی و اوصاف قرآن، آیات و سوره‌ها، فهم و تفسیر قرآن،‌ قرائات، ترجمه قرآن، تلاوت قرآن و ... .

منبع:http://www.andisheqom.com

بازديد : 191 بار دسته بندي : دانستنیهای قرآنی نظر دهيد! [ ]


اصول دین در قرآن


اصول دین در قرآن
1. توحید: « قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ » (اخلاص / 1) بگو:خداوند، یكتا و یگانه است.
ـ « اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ » (نساء / 87) خداوند كسی است كه هیچ معبودی جز او نیست.
ـ « وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَیْئاً » (نساء / 36) وخدا را بپرستید، و چیزی را با او شریك مگردانید.
ـ « إِنَّ إِلهَكُمْ لَواحِدٌ » (صافات / 4) قطعا‏ٌ معبود شما یگانه است.
2. نبوت: « وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً وَ إِبْراهِیمَ وَ جَعَلْنا فِی ذُرِّیَّتِهِمَا النُّبُوَّهَ وَ الْكِتابَ » (حدید / 26) ما نوح و ابراهیم را فرستادیم، و در دودمان آن دو نبوت و كتاب قرار دادیم.
ـ « وَ لِكُلِّ أُمَّهٍ رَسُولٌ فَإِذا جاءَ رَسُولُهُمْ قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ» (یونس / 47) و برای هر امتی، رسولی است، هنگامی كه رسولشان به سوی آنان بیاید به عدالت در میان آنها داوری می‌شود، و ستم به آنها نخواهد شد.
- «ثُمَّ قَفَّیْنا عَلی آثارِهِمْ بِرُسُلِنا » (حدید / 27) سپس در پی آنان رسولان دیگر خود را فرستادیم.
3. معاد: « وَ لَهُ الْمُلْكُ یَوْمَ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ » (انعام / 73) و در آن روز كه در«صور» دمیده می‌شود، حكومت مخصوص اوست.
- «قُلِ اللَّهُ یُحْیِیكُمْ ثُمَّ یُمِیتُكُمْ ثُمَّ یَجْمَعُكُمْ إِلی یَوْمِ الْقِیامَهِ لا رَیْبَ فِیهِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ» (جاثیه / 26) بگو:خداوند شما را زنده می‌كند، سپس می‌میراند، بار دیگر در روز قیامت كه در آن تردیدی نیست گردآوری می‌كند، ولی بیشتر مردم نمی‌دانند.
- «إِنَّما تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ یَوْمَ الْقِیامَهِ » (ال عمران / 185) شما پاداش خود را به طور كامل در روز قیامت خواهید گرفت.
4. عدل: « وَ ما كُنَّا ظالِمِینَ » (شعراء / 209) و ما هرگز ستمكارنبودیم.
ـ « وَ لا یُظْلَمُونَ نَقِیراً » (نساء / 124) و كمترین ستمی به آنها نخواهد شد.
ـ « وَ ما كُنَّا مُهْلِكِی الْقُری إِلاَّ وَ أَهْلُها ظالِمُونَ » (قصص / 59) و ما هرگز آبادیها و شهرها را هلاك نكردیم مگر آنكه اهلش ظالم بودند.
ـ « فَما كانَ اللَّهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ » (روم / 9) خداوند هرگز به آنان ستم نكرد، آنها به خودشان ستم می‌كردند.
5. امامت: « الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ كَفَرُوا مِنْ دِینِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِیناً » (مائده / 3) امروز كافران از (زوال) آئین شما، مأیوس شدند، بنابراین ، از آنها نترسید و از(مخالفت)من بترسید، امروز، دین شما را كامل كردم، و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آیین(جاودان)شما پذیرفتم.
ـ « أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ » (نساء / 59) اطاعت كنید خدا را و اطاعت كنید پیامبر خدا و اولوالامر(اوصیای پیامبر)را.
منبع:http://www.andisheqom.com

بازديد : 448 بار دسته بندي : دانستنیهای قرآنی نظر دهيد! [ ]


دانستنیهای قرآنی


دانستنیهای قرآنی

قرآن

1-  قران كریم دارای سی جزء است ( سی پاره ) ، كه هر جزء با جزء د یگر از نظر طول برابر است . احتمال دارد كه حضرت رسول ( ص ) ، (در این كه تقسیم از سوی  پیامبر صورت گرفته باشد شاهدی در دست نیست ) یا جانشینان ایشان این تقسیم را، برای تسهیل قرائت  روزانه انجام داده اند .

2- در بعضی قرآنها هر جزء قرآن را به دو حزب تقسیم نموده اند و در بعضی قرآنها هر كدام از این دو حزب را باز به چهار قسمت  ربع الحزب، نصف الحزب ، ثلاثه  ارباع  الحزب  و حزب كامل تقسیم نموده اند  و در بعضی از قرآنها هر جزء را به چهار حزب تقسیم كرده اند  بنابر این قرآنها یا 60 حزبی هستند یا 120 حزبی. این تقسیم بندیها برای سهولت در حفظ تعیین حصه های  یو میه و یا برای سهولت در مرور محفوظات  و ... می باشد.

3- تقسیم درونی و تفصیلی دیگر قرآن ، به ركوعات است . ركوعات بر خلاف سایر تقسیم بندی های  قرآن طول و اندازه مساوی و معین ندارد ، بلكه تعداد و مقداری از ایات به دنبال هم را كه از نظر معنا و موضوع مرتبط و مشابه هستند یك ركوع گغته می شود و گاهی بعضی از اهل تسنن بعد از سوره فاتحه نماز ها یك ركوع از قرآن را تلاوت می نمایند و وجه تسمیه  آنهم  قبول و تصدیق و تعظیم و ركوع  در مقابل خداست  و یا چون بعد از تلاوت یك ركوع از آیات  به ركوع می روند. عدد ركوعات بنابر مشهور 540 فقره  است .

4- دو آیه در قرآن كریم هست  كه صنعت قلب  مستوی  یا عكس كامل دارد ، یعنی از هر دو سو یكسان  خوانده میشود:

            1- " كل فی فلك "  یس ، 40

            2 - ربك  فكبر "  مدثر ، 3

5- دو آیه در قرآن هست كه تمامی حروف الفبا  در آنها به كار رفته است ،     

     الف: آیه 154 سوره آل عمران ( ثم انزل علیكم من بعد الغم امنه  و نعاسا یغشی طا ئفه منكم ... تا آخر آیه (

ب: آیه 29 ( آیه آخر ) سوره فتح كه آغاز آن چنین است : " محمد رسول الله و... تا آخر آیه " .

6- از مبان عناوین قرآن ، به طور مسلم چهار عنوان به صورت اسم در قرآن به كار رفته است، كه به ترتیب اهمیت و كثرت ، عبارتند از :

قرآن : بل هو قرآن مجید.  آیه 21 سوره بروج . كه این عنوان  58  مورد به همین صورت و 10 مورد به صورت " قرآنا " به كار رفته است

 كتاب : كتاب انزلناه  الیك .  آیه 29 سوره ص . این عنوان نزدیك به صد مورد برای قرآن به كار رفته است .

 ذكر : هذ ا ذ كر مبارك . آیه 50 سوره انبیاء . و نیز آیه 9 سوره حجر . این واژه در 20 مورد برای قرآن به كار رفته است .

فرقان : تبارك الذی نزل الفرقان علی عبده . آیه 1 سوره فرقان 

توضیح: زرقانی " تنزیل " را نیز بر اسامی  فوق افزوده  است . سه عنوان كتاب ، ذكر و فرقان برای كتب  آسمانی  دیگر نیز ذكر گردید. و تنها عنوان قرآن ، به صورت اسم خاص برای این كتاب آ سمانی مطرح است.

منبع:تبیان

بازديد : 576 بار دسته بندي : دانستنیهای قرآنی نظر دهيد! [ ]


پيوند ها پيوند ها'

تبادل لينک تبادل لينک تبادل لينک تبادل لينک

  • آیشیک

    دستگاه cnc چوب

    آیشیک

    پایان نامه علوم سیاسی

    پایان نامه علوم سیاسی

    طراحی سایت|بهینه سازی سایت|طراحی وب سایت

    صرافی ایرانی

    خرید جم کلش رویال

    خرید جم کلش

    فروشگاه اینترنتی لباس

    کلش رویال

    طراحی سایت

    ثبت آگهی رایگان

    دانلود پروژه و پایان نامه

    دانلود آهنگ جدید

    دانلود فیلم

    دانلود مقاله

    دانلود مقاله

    دانلود مقاله

    خريد لباس زنانه

    دانلود جدید ترین آهنگ ها

    تصفیه آب معصومی

    عکس نوشته عاشقانه

    خرید ساعت مچی

    دانلود آهنگ جدید

    فراسیون

    دانلود فیلم و موزیک ویدیوی هندی

    فروش آپارتمان

    تراکتور کمباین نیوهلند

    تشک

    خرید اینترنتی لباس زنانه

    تور لحظه آخری

    تور کیش

    دستگاه بسته بندی

    تشریفات

    دانلود آهنگ جدید

    خرید بازی

    موسسه حفاظتی

    ترخیص کالا

    نصب دوربین مداربسته

    مدل دکوراسیون آشپزخانه 2016












  • بک لينک بک لينک
    خرید گیفت کارت ارزان اسپاتیفای استیم
    خرید آنلاین گیفت کارت گوگل پلی با گیفتی دات کام
    خاک پوششی
    تور ارزان کیش لحظه آخری
    هتل های 5 ستاره کیش
    تور کیش از مشهد لحظه آخری
    تور کیش نوروز 95
    دیدنی های جزیره کیش
    بلیط کیش ارزان قیمت
    بلیط پرواز کیش
    خرید گیفت کارت آیتونز و گوگل پلی
    بزرگترین مرکز خرید و فروش گیفت کارت
    تور ارزان کیش نوروز 95